ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١١٤ - باب سوم در تفسير الفاظى كى ميان اين طايفه رود و آنچه از آن مشكل بود
و بيهوش شد، بنده اندر حال سكر مشاهد جمال بود و اندر حال صحو بشرط علم بود، آنك او را نگاه داشته بود نه بتكلّف او و اندر صحو نگاه داشته نه بتصرّف او[١].
و صحو و سكر پس از ذوق و شرب بود (و از جمله آنك در سخن ايشان رود).
و از آن جمله ذوق و شرب است. و اين عبارتى بود از انك ايشان يابند از ثمرات تجلّى و نتيجهاء كشف و پيدا آمدن واردهاى بديهى و اوّل اين ذوق بود پس شرب و پس سيرى، صفاء معاملت ايشان واجب كند ايشانرا چشيدن معانى و وفاء منازلات ايشان شرب واجب كند و دوام مواصلات سيرى واجب كند، خداوند ذوق متساكر بود خداوند شرب سكران بود و خداوند سيرى صاحى بود. هر كى دوستى [او] قوى بود شرب وى دائم بود و چون اين حال دائم بود شرب او را سكر نيارد و اگر بحق صاحى بود از حظّ فانى بود، هرچه برو اندر آيد اندرو اثر نكند [و] تغيّر نيارد و هركه سرّ او صافى شد شرب او بر وى تيره نگردد و هركه شرب او را غذا گشت از آن صبر نتواند كردن و بى آن باقى نبود. و گفتهاند اندرين معنى. شعر:
|
انّما الكأس رضاع[٢] بيننا |
فاذا ما لم نذقها[٣] لم نعش |
|
هم اندرين معنى گويد:
|
شربت الحبّ كأسا بعد كأس |
فما نفد الشّراب و لا رويت |
|
و گويند يحيى بن معاذ رازى نامه نبشت ببويزيد بسطامى كه اينجا كس هست
[١] - متن عربى: الا انه فى حال سكره محفوظ لا بتكلفه و فى صحوه متحفظ بتصرفه. جز آنكه سالك در حال مستى خويش محفوظ است( بحفظ حق چنانكه اداء وظائف كند) نه بتكلف و در حال صحوش خويشتن دارى كند( و اداء وظائف كند) بكسب و تصرف خود. اصل: خلاف متن عربى است.
[٢] - اصل: غذا.
[٣] - اصل، مب: فاذا لم نذقها.