ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٥٨٥ - باب پنجاه و يكم در نگاه داشت دل مشايخ و بگذاشتن خلاف ايشان
هذا فراق بينى و بينك.
انس [بن] مالك گويد رضى اللّه عنه كه پيغامبر گفت صلّى اللّه عليه و سلّم كه هيچ برنا نبود كه پيرى را گرامى دارد[١] الّا كه خداى تعالى [كس[٢]] فرا كند تا گرامى گرداند او را بوقت پيرى او[٣].
از استاد ابو على شنيدم [رحمه اللّه] كه گفت [ابتداء همه فرقتها مخالفت بود[٤]] يعنى كه هركه خلاف شيخ[٥] خويش كند بر طريقت [او[٦]] بنماند و علاقه ميان ايشان بريده گردد و اگرچه[٧] در يك بقعه باشند [و] هركه صحبت پيرى كند [از پيران[٨]] پس بدل اعتراض كند برو، عقد[٩] صحبت بشكست و توبه بر وى واجب شد باز آنك گفته [اند] [پيران[١٠]] كه عقوق استادان را توبه نباشد.
از شيخ بو عبد الرّحمن سلمى[١١] شنيدم [كه] گفت بوقت استاد امام ابو سهل صعلوكى بمرو شدم او را بامداد روز آدينه مجلس دور قرآن بودى و ختم[١٢]، چون
[١] - مب: هيچ جوان نبود كى پيرى را نگه دارد و گرامى كند حق پيرى وى را.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: تا وى را گرامى كند در وقت پيرى وى.
[٤] - مب: ندارد. متن عربى نسخه بغداد: بذر كل فرقة المخالفة. تخم جدايى مخالفت است چاپ مصر، شرح زكريا. بدء كل فرقة.
[٥] - مب: مخالفت پير.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: و علاقت ايشان بريده گشت هرچند كى.
[٨] - مب: ندارد.
[٩] - مب: بدل بر وى اعتراض كند عهد.
[١٠] - مب: ندارد.
[١١]- اصل: استاد عبد الرحمن.
[١٢] - مب: روز آدينه او را مجلس بودى در دور قرآن.