ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٣٢ - باب بيست و پنجم در رضا
ندارد كه مردمان ذرّه از اعمال او ببينند «١» و كراهيت ندارد كه سرّ او مردمان بدانند كه كراهيت داشتن آن، دليل بود بر آنك دوست دارد نزديك خلق جاه و اين خوى صدّيقان نباشد «٢».
[و گفتهاند هركه فرض دائم بنگزارد فرض وقتها «٣» از وى نپذيرند گفتند فرض دائم كدام بود گفت صدق «٤»].
و گفتهاند چون خداى تعالى را بصدق طلب كنى آئينه دهد ترا كه عجائبهاى دنيا و آخرت اندرو بينى «٥».
و گفتهاند بر تو بادا بصدق هرجا كه ترسى كه زيان تو در آن باشد «٦» كه [آن ترا سود دارد «٤»] و بپرهيز از دروغ هرجا كه طمع دارى كه ترا سود خواهد داشت [كه] آن ترا زيان دارد «٧».
گفتهاند علامت دروغزن آن بود كه سوگند خورد پيش از آنك از وى سوگند خواهند «٨».
______________________________
(١)- مب: اطلاع مردمان بر مثقال ذره از اعمال خويش.
(٢)- مب: و كراهيتش نيايد كه مردمان بر حال وى مطلع گردند كى كراهيت وى دليل بود بر آن كى دوست همىدارد زيادت مىطلبد بنزديك خلق و هر كى آن طلبد از صديقان نيست.
(٣)- ظ: موقت. تا مطابق متن عربى باشد.
(٤)- مب: ندارد.
(٥)- مب: هر كى خدايرا بصدق طلب كند ويرا آيتى دهد تا در آنجا عجايب دنيا و آخرت بيند. اصل: بمتن عربى نزديكتر است.
(٦)- مب: جايى كى ترسى كه زيان تو در آن باشد.
(٧)- مب: جايى كى اميد دارى كى ترا سود خواهد داشت كى زيانت دارد.
(٨)- مب: او را سوگند دهند.