ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٣٦ - باب پانجدهم در خشوع و تواضع
آسودهاند[١] و برادر مسلمان از تو آسوده نيست[٢].
و گفتهاند [در قيامت] نامه بنده فرا وى دهند[٣] نيكوئيها [و حسنات] بيند كه نكرده باشد گويند اين بدانست كه ترا غيبت كردهاند[٤] و تو ندانسته.
سفيان ثورى را پرسيدند از قول پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم انّ اللّه يبغض اهل البيت اللّحمين. [معنى خبر آنست كه خداى دشمن دارد اهل خانه را كه اندرو گوشت بسيار بود[٥]] گفت آنرا خواست كه مردمانرا غيبت كنند كه غيبت كردن، گوشت مسلمانان خوردن باشد[٦].
بنزديك عبد اللّه مبارك حديث غيبت همىرفت گفت اگر كسى را غيبت كردمى پدر و مادر را كردمى كه ايشان اوليتراند بحسنات من.
يحيى بن معاذ گويد حظّ مؤمن از تو سه چيز بايد كه بود يكى آنك اگر منفعتى نتوانى كرد او را مضرّتى نرسانى و اگر شادش نكنى اندهگنش نكنى و اگر مدح او نكنى او را مذمّت نگوئى.
حسن بصرى را گفتند فلان ترا غيبت كرد[٧]، طبقى حلوا فرستاد آن مرد را گفت شنيدم كه همه حسنات خويش بمن فرستادى بهديه، خواستم كه ترا مكافات كنم بدان.
انس گويد رضى اللّه عنه كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم گفت هركه چادر شرم بينداخت او را غيبت نباشد.
[١] - مب: سلامت يافت.
[٢] - مب: سلامت نيافت.
[٣] - مب: مردى را نامه بدست دهند.
[٤] - اصل: عيبها( ظ: غيبتها) ست كه ترا مردمان كردهاند.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: آنها باشند كه گوشت مردمان خورند بغيبت كردن ايشان.
[٧] - اصل: مىكند.