ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٩٤ - باب سوم در تفسير الفاظى كى ميان اين طايفه رود و آنچه از آن مشكل بود
از استاد ابو على دقّاق شنيدم رحمة اللّه عليه در معنى خبر پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم انّه ليغان على قلبى حتّى استغفر اللّه فى اليوم سبعين مرّة.
پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم دائم اندر بالا بود چون از حالى بحالى شدى برتر از آن پس از آن بىنياز شدى باضافت باز آنچه رسيده بود[١] دائم حال او اندر زيادت بود و مقدورات خدايرا از الطاف نهايت نيست.
و چون حقّ حق عزّ بود و رسيدن بدو اندر حقيقت محال بود، بنده دائم اندر زيادة بود و هيچ معنى نبود كى بدو رسد الّا اندر مقدور خداى معنى ديگر بود برتر از آن، و برين حمل كنند سخن ايشان كه نيكوئى ابرار گناه مقرّبان باشد[٢].
جنيد را پرسيدند ازين لفظ، اين بيت[٣] بگفت. شعر:
|
طوارق انوار تلوح اذا بدت |
فتظهر كتمانا و تخبر عن جمع |
|
و از آن جمله قبض و بسط است، قبض و بسط دو حال است پس از آنك بنده از حال خوف برگذرد و از حال رجاء، قبض عارف را هم چنان بود كه خوف مبتدى را و بسط عارف را بمنزلت رجا بود مبتدى را و فرق ميان قبض و خوف و
[١] - متن عربى: انه كان٦ ابدا فى الترقى من احواله فاذا ارتقى من حالة الى حالة اعلى مما كان فيها فربما حصل له ملاحظة الى ما ارتقى عنها فكان يعدها غينا بالاضافة الى ما حصل فيها. همانا پيغمبر ٦ هميشه بحسب حال در ترقى بود و چون از حالتى كه در آن بود بحالتى برتر از آن بر مىشد گاه او را نظرى بحالتى كه از آن برگذشته بود دست ميداد و آنرا نسبت بحالى كه در آن بود غين و زنگار دل مىشمرد. مترجم اصل« غين» را« غنى» خوانده است. مب نيز ناقص است.
[٢] - مب: حسنات الابرار سيئات المقربين.
[٣] - اصل: اين بيت شعر.