ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٩٩ - باب پنجاه و چهارم آنچه در خواب بدين قوم نمايند
بيدار شود باز ياد مىآرد آنچه او را متصوّر بوده است در حال خواب او[١].
و خاطرها كه بوى درآيد[٢] بود كه از جهت[٣] شيطان بود و بود كه از انديشه[٤] نفس بود و بود كه از فريشته[٥] بود [و بود] كه [از[٦]] تعريفى بود از خداى تعالى كه در دل تو بيافريند[٧].
و اندر خبر همىآيد كه راستترين خواب شما خواب آنكس بود كه راست گوىتر باشد[٨].
و بدانك خواب بر اقسام است خوابى باشد بغفلت و خوابى بود بعادت و آن خوابى بود نه محمود بلكه معلول بود زيرا كه[٩] برادر مرگ است و در خبر آمده است كه خواب برادر مرگ است[١٠] [و] خداى تعالى ميگويد و هو الّذى يتوفّنكم باللّيل و ديگر جاى ميگويد[١١] اللّه يتوفّى الانفس حين موتها [و الّتى لم تمت فى منامها.
و گفتهاند اگر اندر خواب خير كردى در بهشت خواب بودى[١٢]].
و گفتهاند اندر بهشت خواب بر آدم افتاد ٧[١٣] حوّا را از وى
[١] - مب: و اين بيدارى يادش آيد آنچ در خواب ويرا صورت بسته بود.
[٢] - مب: پس آن خواطر و حديث كى در خواب ديده باشد.
[٣] - مب: قبل.
[٤] - مب: هواجس.
[٥] - مب: بخواطر ملك.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: از قبل( ظ: حق تعالى) بيافريند آن احوال در دل وى افتد.
[٨]- مب: و در خبرست كى راستگوىترين كسى از شما خواب وى راستر بود.
[٩] - مب: خواب عادت و غفلتست و آن محمود نيست معلول است براى آن كى.
[١٠] - مب: چنان كى در خبرست كى النوم اخو الموت.
[١١] - مب: و گفت.
[١٢] - مب: ندارد.
[١٣] - مب: و گويند چون آدم در بهشت بخفت.