ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٢٣ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
آنك مبطل بود از طريق استدلال كه آن كاريست موهوم[١] و اين نبود مگر باختصاص ولى [بدانچه بازنيارند در دعوى وى] [زيرا كه اگر اندر دعوى كاذب بود او را كرامت نبود كه اگر چنين بودى فرق نبودى ميان راستگوى و دروغگوى[٢]] و اين آن[٣] كرامتست كه ما [بدان] اشارت كرديم[٤] و لا بّد كرامت فعلى بود ناقض عادت اندر ايّام تكليف، ظاهر گردد بر كسى كه موصوف بود[٥] بولايت، اندر معنى تصديق حال او[٦].
و سخن گفتهاند مردمان اندر فرق ميان كرامت[٧] و معجزات از اهل حق.
استاد [امام[٨]] ابو اسحق اسفراينى [قدسّ سرّه[٩]] گفتى[١٠] معجزات دليل[١١] صدق انبياء بود و دليل نبوّت با غير نبى يافتن محال بود[١٢] چنانك فعل محكم عالم را دليل بود اندر آنكه او عالمست، از كسى كه نه عالم بود نيايد[١٣]
[١] - متن عربى: و الذى يدل عليه ان تعريف القديم سبحانه ايانا حتى نفرق بين من كان صادقا فى احواله و بين من هو مبطل من طريق الاستدلال امر موهوم. و دليلش آنست كه شناساندن و آگاه كردن حق ما را تا آنرا كه صادق است در احوال خود از آنكه مبطل است از طريق استدلال بازشناسيم امرى متصور است و قابل قبول. هر دو ترجمه مبهم و ناقص است.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: و اين امر.
[٤] - مب: مىكنيم.
[٥] - مب: ظاهر بر موصوفى.
[٦] - مب: تصديق وى.
[٧] - مب: كرامات.
[٨] - مب: ندارد.
[٩] - مب: ندارد.
[١٠]- مب: گويد.
[١١] - مب: دلالات.
[١٢] - مب: نياوند.
[١٣] - مب: دليل بود عالم را در كوى وى كى عالمست باز آنك عالم نبود بازنيابند.