ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٥٢٤ - باب چهل و هفتم در احوال اين طايفه وقت بيرون شدن از دنيا
صحيفه من[١] اندر نوردند.
ابو محمّد هروى گويد بنزديك شبلى بودم آن شب كه از دنيا بيرون شد، همه شب اين بيتها همىگفت.
شعر:
|
كلّ بيت انت ساكنه |
غير محتاج الى السّرج |
|
|
وجهك المأمول حجّتنا |
يوم يأتى النّاس بالحجج |
|
عبد اللّه منازل گويد حمدون قصّار وصيّت كرد كه اندر وقت نزع مرا بميان زنان مگذاريد.
بشر حافى را گفتند اندر وقت وفات[٢] يا با نصر پندارى زندگانى درين جهان دوست ميدارى گفت بحضرت پادشاه شدن[٣] سخت است.
گويند هرگاه كه يكى از شاگردان سفيان ثورى بسفر شدى، او را گفتى چه فرمائى گفت اگر مرگ يابيد جائى، مرا بخريد، چون ويرا اجل نزديك آمد[٤] گفت مرگ آرزو همىخواستم اكنون مرگ سخت است.
در حكايت همىآيد كه چون امير المؤمنين حسن[٥] بن على [را] سلام اللّه عليهما اجل فرا رسيد[٦] بگريست گفتند چه بگريانيد ترا گفت نزديك خداوندى ميشوم[٧] كه او را نديدهام.
[١] - مب: صحيفه ما.
[٢] - مب: در وقت وفات گفتند.
[٣] - مب: رفتن.
[٤] - مب: سفيان ثورى چون يكى از شاگردان بسفر شدى ويرا گفتى چه فرمايى گفت اگر جايى مرگ يابى از بهر من بخر چون اجلش نزديك رسيد.
[٥] - اصل، مب: حسين. مطابق متن عربى اصلاح شد.
[٦] - مب: رضى اللّه عنهما اجل نزديك آمد.
[٧] - مب: پرسيدند تو را چه بگريه آورد گفت پيش خدايى مىروم.