ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٨٤ - باب چهل و سيم در ادب
جنيد گويد چون محبّت درست گردد شرط ادب بيفتد.
ابو عثمان گويد چون محبّت درست گردد ملازمت ادب بر دوست مؤكّد گردد[١].
نورى گويد هركه ادب وقت بجاى نيارد وقت او مقت بود.
ذو النّون گويد چون مريد از استعمال ادب بيرون آيد از آنجا كه آمد با هم آنجا شود[٢].
از استاد ابو على [دقّاق] شنيدم [رحمه اللّه[٣]] اندر قول خداى عزّ و جلّ[٤] و ايّوب اذ نادى ربّه انّى مسّنى الضّر و انت ارحم الرّاحمين نگفت ارحمنى ادب خطاب بجاى آورد[٥] و عيسى ٧ همچنين گفت ان تعذّبهم فانّهم عبادك و ديگر گفت ان كنت قلته فقد علمته [و چون خداوند تعالى باز او گويد تو گفتى مردمانرا، مادرم را بخداى گيريد، ادب خطاب نگهداشت نگفت كه نگفتم[٦]] [و گفت] اگر گفتم تو دانى[٧].
جنيد گويد يكى از صالحان[٨] نزديك من آمد، روز آدينه و گفت درويشى [را] با من بفرست تا مرا شاد كند و بخانه من چيزى خورد، بازنگرستم، درويشى را ديدم، فاقه اندرو اثر كرده[٩] اشارت كردم، فراز آمد گفتم با اين شيخ برو و ويرا شاد
[١] - مب: شود.
[٢] - مب: با آنجا شود كى آمده بود.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: تعالى آنجا كى گفت.
[٥] - مب: نگه داشت.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: و نگفت كى نگفتم رعايت ادب حضور را.
[٨] - مب: از صالحان يكى.
[٩]- مب: كى فاقه در وى اثر كرده بود.