ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٨٢ - باب چهل و سيم در ادب
ملوك و اشعار عرب و اهل دين[١] بيشترين آداب ايشان، اندر رياضت نفس[٢] و بادب كردن جوارح و حدّها[٣] نگاه داشتن و ترك شهوات و اهل خاص[٤] بيشترين آداب ايشان اندر طهارت دل بود، و مراعات اسرار و وفا بجاى آوردن بعهدها و نگاهداشتن[٥] وقتها و با خاطرها نانگرستن[٦] و نيكوئى ادب اندر جايگاه طلب و اوقات حضور و مقامهاء قرب.
سهل بن عبد اللّه گفت هركه نفس خويش را قهر كند بادب، خدايرا باخلاص پرستيد[٧].
و گفتهاند كمال ادب هيچكس را نبود[٨] مگر انبيا را و صدّيقانرا.
عبد اللّه مبارك گويد مردمان سخنها بسيار گفتهاند اندر آداب[٩]، ما همى گوئيم[١٠] ادب شناخت[١١] نفس است.
[شبلى گويد گستاخى كردن بگفتار، با حق سبحانه ترك ادب بود.
ذو النّون مصرى گويد ادب عارف برتر از همه ادبها بود زيرا كه معروف او مؤدّب دل او بود[١٢]].
[١] - مب: و اهل عوام. اصل: مطابق متن عربى است.
[٢] - مب: در رياضتها بود.
[٣] - مب: وحد.
[٤] - مب: خواص.
[٥] - مب: در عهدها و نگه داشتن.
[٦] - اصل: بنگرستن: متن عربى: و قلة الالتفات الى الخواطر. و بخاطرها كم نگرستن.
[٧] - مب: پرستد باخلاص.
[٨]- مب: كس را صافى نشود. بمتن عربى نزديكتر است.
[٩] - مب: مردمان در ادب بسيار گفتهاند.
[١٠] - مب: اما من مىگويم.
[١١] - مب: آداب شناختن.
[١٢] - مب: ندارد.