ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٨٠ - باب چهل و سيم در ادب
خداوندى او و طاعت داشتن او را[١] و بر شادى شكر كردن و بر سختى صبر كردن.
يحيى بن معاذ گويد چون عارف با خداى تعالى ادب دست بدارد[٢] هلاك شود با هلاك شوندگان[٣].
از استاد ابو على شنيدم [رحمه اللّه[٤]] كه [گفت[٥]] ترك ادب موجبى است كه راندن بار آرد هركه بىادبى كند بر بساط، باز درگاه[٦] فرستند و هركه بر درگاه بىادبى كند با ستوربانى[٧] فرستند.
حسن بصرى [را گفتند سخنها بسيار گفتند مردمان اندر ادب، اندر دنيا نافعتر كدامست و اندر آخرت كدام بكارتر است[٨]] گفت[٩] تفقّه اندر دين [است] و زهد در دنيا و شناخت آنچه خدايرا بر تو است.
يحيى بن معاذ گويد هركه بادب گردد با آداب خداى [تعالى] از جمله دوستان خداى [تعالى] گردد[١٠].
سهل گويد قوم[١١] استعانت خواستندى[١٢] بخداى [تعالى] بر كار خداى و صبر كردندى خدايرا بر آداب خداى تعالى[١٣].
[١] - مب: وى را.
[٢] - مب: بازدارد.
[٣] - مب: شدگان.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: با درگاهش.
[٧] - مب: با پايگاه ستورانش.
[٨] - مب: ندارد.
[٩] - مب: گويد ادب.
[١٠]- مب: بود.
[١١] - مب: قومى.
[١٢] - مب: خواستند.
[١٣] - مب: بخداى تعالى و فرمان خداى صبر كردن بود. متن عربى: القوم استعانوا باللّه على امر اللّه و صبرو اللّه على آداب اللّه. اين قوم( صوفيان) بر فرمانهاى خدا بخدا يارى جستند و براى خدا بر آداب درگاه وى صبر كردند. مب: ناقص و غلط. اصل: مبهم است.