ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٤١ - باب چهلم در دعا
بنده من از ديگر كس[١] حاجت نمىخواهد [و از من مىِ نگردد] حاجت وى روا كردم.
انس مالك گويد رضى اللّه عنه بعهد رسول صلّى اللّه عليه و سلّم مردى بود بازرگانى كردى [و] از شام بمدينه آمدى و از مدينه[٢] بشام شدى[٣] و با قافله نرفتى و توكّل بر خداى داشتى[٤]، وقتى از شام مىآمد و بمدينه مىشد[٥] دزدى فرا رسيد و ويرا[٦] آواز داد [كه بباش[٧]] بازرگان بيستاد [و دزد را[٨]] گفت تو دانى و مال[٩]، دست از من بدار دزد گفت مال از آن منست، من ترا خواهم[١٠] بازرگان گفت از [كشتن] من چه خواهى [مال تراست گفت نه مرا قصد بتو است[١١]] گفت پس مرا زمان ده تا طهارت كنم[١٢] و دو ركعت نماز كنم [و دعائى بكنم دزد[١٣]] گفت بكن بازرگان برخاست و چهار ركعت نماز كرد[١٤] و دست برداشت و گفت يا ودود يا ودود يا ذا العرش المجيد يا مبدىء يا معيد يا فعّال لما يريد اسألك بنور وجهك الّذى ملأ اركان عرشك و اسألك بقدرتك اللّتى قدرت بها على خلقك و برحمتك الّتى
[١] - مب: از كسى ديگر.
[٢] - مب: و از آنجا.
[٣] - مب: رفتى.
[٤] - مب: و تنها آمدى و توكل بخداى تعالى كردى.
[٥] - مب: بمدينه مىآمد.
[٦] - مب: فرا راه آمد و او را.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - مب: ندارد.
[٩]- مب: مال من پيش توست.
[١٠] - مب: خود مراست قصد من بجان تو است.
[١١] - مب: ندارد.
[١٢] - مب: دستورى ده تا وضو كنم.
[١٣] - مب: ندارد.
[١٤] - مب: نماز بگزارد.