ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٣١ - باب سى و نهم در ولايت
پوشيده پس از آنك رنجها ديده باشند و مجاهدتهاى بسيار كشيده[١] تا بمقام ولايت رسيده باشند[٢].
از ابو يزيد بسطامى حكايت كنند كه گفت اولياء خداى [تعالى] عروسان خداى باشند [عزّ و جلّ[٣]] و عروسان نبينند مگر محرمان[٤] و ايشان نزديك او باشند پوشيده، اندر حجلهاء انس، ايشانرا نه اندر دنيا بينند و نه در آخرت.
از ابو بكر صيدلانى شنيدم رحمه اللّه كه مردى[٥] بود بصلاح گفت [وقتى لوح[٦]] سر گور ابو بكر طمستانى نيكو مىكردم و نام او را در آنجا[٧] مىكندم و هر بارى [از سر گورش] بركندندى و ببردندى و از هيچ گور [ديگر] بنبردندى و من [عجب] بماندم، استاد ابو على دقّاق را [از آن حال] پرسيدم گفت اين پير پنهانى اندر دنيا اختيار كرده بود و تو ميخواهى كه ويرا بلوح مشهور گردانى[٨] و حقّ تعالى نمىخواهد مگر آنك گور او پنهان باشد [همچنانك او خواست كه در ميان مردمان پوشيده بود[٩]].
ابو عثمان مغربى گويد ولى مشهور بود و ليكن مفتون نبود.
[١] - مب: ديده.
[٢] - متن عربى: هم عبادتسر باوا بالانس بعد المكابدة و اعتنقوا الروح بعد المجاهدة بوصولهم الى فضاء الولاية.( چاپ مصر، شرح زكريا: مقام الولاية) ايشان بندگانى هستند كه پس از رنج بسيار جامه انس پوشيدهاند و بسبب رسيدن بفضاء ولايت دست در گردن آسايش آوردهاند. هر دو ترجمه نادرست است.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: جز بمحرمان نبينند. خلاف متن عربى است.
[٥] - اصل: و مردى.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: و نام وى بر آنجا. متن عربى اضافه دارد: فى مقبرة الحيرة. در گورستان حيره.
[٨] - مب: آن پير در دنيا پنهان بود تو مىخواهى كى او را بر لوح آشكارا كنى.
[٩] - مب: ندارد.