ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٢٨ - باب سى و نهم در ولايت
بر اسرار حق سبحانه و تعالى[١].
بدانك خلافست در آنك روا بود[٢] كه ولى داند كه او ولى هست يا نه.
گروهى گفتهاند روا نبود، بحكم آنك[٣] بچشم حقارت بخويشتن نگرد[٤] و اگر چيزى بر وى پيدا آيد از كرامات، ترسد كه [آن] مكرى بود و دل وى[٥] پربيم بود دائم، از بيم آنك از آن درجه بيفتد و عاقبت وى بخلاف حال وى[٦] بود.
و گروهى از پيران طائفه بريناند كه چنين بود و اگر بذكر آن مشغول باشيم از حد اختصار بيرون آئيم و پيران كه ما ديديم برين بودند كه بايد كه ولى نداند كه او وليست، يكى از آن استاد ابو بكر فورك رحمه اللّه است[٧].
[١] - مب: گفت هر كى را ظاهر از ادب خالى بود باطنش از محبت دور بود.
[٢] - مب: و خلاف كردهاند كى شايد كى.
[٣] - مب: كى ولى.
[٤] - مب: نگرد در خويشتن.
[٥] - مب: و دلش.
[٦] - مب: حالش. متن عربى اضافه دارد: و هؤلاء يجعلون من شرط الولاية وفاء المآل. و اينان تمامى كار را كه ولى ماندن است بعاقبت شرط ولايت شمردهاند.
[٧] - مب: و گروهى ديگر گفتهاند دانستن عاقبت از شرط ولايت است و در حكايت مشايخ آمده است آن معنى بسيار و گروهى از اصحاب برين طريق بيرون شدهاند و سخن درين معنى دراز است و از پيران كى ما ايشان را ديديم كى برين بودند چون استاد امام ابو بكر فورك. متن عربى پس از جمله و هؤلاء الخ: و قد ورد فى هذا الباب حكايات كثيرة عن الشيوخ و اليه ذهب من شيوخ هذه الطائفة جماعة لا يحصون و لو اشتغلنا بذكر ما قالوا لخرجنا عن حد الاختصار و الى هذا كان يذهب من شيوخنا الذين لقيناهم الامام ابو بكر بن فورك. و درينباره حكايتهاى بسيار از مشايخ رسيده است و گروهى بىشمار از مشايخ تصوف برين عقيده رفتهاند كه اگر ما بنقل گفته ايشان پردازيم از حد اختصار بيرون آييم و از پيرانى كه ما ايشان را ديدار كرديم امام ابو بكر فورك برين عقيده بود. هر دو ترجمه غلط است.