ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٠٤ - باب سى و هفتم در جود و سخا
پس اين شتابزدگى[١] چيست گفت [يك ساعته[٢]] زندگانى ايثار كنم بر ياران[٣] خويش، سيّاف متحيّر شد و [اين] خبر بخليفه رسانيدند ايشانرا بقاضى [وقت[٤]] فرستاد تا حال ايشانرا تعريف[٥] كند قاضى مسألهها پرسيد فقهى[٦] [نورى] همه را جواب داد آنگاه[٧] نورى فرا سخن آمد و گفت خدايرا [عزّ و جلّ[٨]] بندگانند كچون سخن گويند بخداى گويند و چون قيام كنند بخداى كنند و سخنها گفت كه قاضى از آن بگريست، قاضى كس [بخليفه] فرستاد كه اگر اين گروه[٩] زنديقند بر روى زمين هيچ مسلمان نيست.
على بن الفضيل از بيّاعان[١٠] محلّت چيزى مىخريد [او را] گفتند اگر ببازار شوى ارزانتر يابى[١١] گفت ايشان بنزديك ما بيستادند باميد منفعت[١٢] با جائى ديگر نتوان شد.
گويند كسى جبله[١٣] را كنيزكى فرستاد و وى اندر ميان ياران بود گفت زشت بود كه تنها خويشتن را برگيرم و شما حاضرايد و يكى را از ميان تخصيص
[١] - مب: اين اشتاب چيست.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: بر برادران.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: ايشان تعرف.
[٦] - مب: ازيشان مسايل فقهى. متن عربى: فالقى القاضى على ابى الحسين النورى مسائل فقهية.
قاضى از ابى الحسين نورى مسائل فقهى پرسيد.
[٧] - مب: كرد پس.
[٨] - مب: ندارد.
[٩] - مب: اين قوم.
[١٠]- مب: نقالان. اصل: مطابق متن عربى است.
[١١] - اصل: يابد.
[١٢] - مب: اينها اينجا باميد منفعت نشستهاند.
[١٣] - مب: جنيد. غلط است.