ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٩٠ - باب سى و ششم در خلق
از استاد ابو على شنيدم [كه] گفت حق[١] تعالى پيغامبر را صلّى اللّه عليه [و سلّم[٢]] خصائصهاء[٣] بسيار داد، بهيچيز بر وى آن ثنا نكرد كه بخلق [نيكو] گفت و انّك لعلى خلق عظيم.
واسطى گويد بخلق عظيم او را وصف[٤] كرد از آنك كونين بگذاشت و بخداى تعالى بسنده كرد.
هم او گويد كه خلق عظيم آنست كه با هيچكس خصومت نكند[٥] و كس را با او خصومت نباشد[٦] از قوّت معرفت بخداى عزّ و جلّ.
حسين منصور گويد معنى آن بود كه جفاى خلق اندر تو اثر نكند پس از آنك حق[٧] بشناختى.
ابو سعيد خرّاز گويد [خلق] آن بود كه ويرا[٨] هيچ همّت نباشد جز خداى [تعالى].
كتّانى گويد تصوّف خلق است هركه برافزايد بخلق، اندر تصوّف، بر تو زيادت آورد[٩].
از عبد اللّه عمر روايت كنند كه گفت هرگاه كه از من شنويد كه بنده را گويم اخزاه اللّه بدانيد كه آن بنده آزادست و شما بران گواهى دهيد.
[١] - مب: خداى
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: خصايص.
[٤] - مب: صفت.
[٥] - مب: نكنى.
[٦] - مب: با تو خصومت نبود.
[٧] - مب: خداى را.
[٨]- مب: ترا.
[٩] - مب: هرك بخلق زيادتتر از تو صوفىتر.