ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٦٩ - باب سى و پنجم در فراست
ابو سعيد خرّاز گويد مستنبط آن بود كه دائم بغيب مىنگرد و از وى غائب نباشد و هيچ [چيز] ازو پوشيده نبود و قول خداى تعالى [دليلست[١]] برين [آنجا كه گفت] لعلمه الّذين يستنبطونه منهم. و متوّسم آن بود كه نشان داند [و] دانا [بود] بر آنچه اندرون دل بود، بدليلها و نشانها[٢] و خداوند تعالى ميگويد انّ فى ذلك لآيات للمتوسّمين اى عارفانرا بنشانها كه[٣] پيدا كنند [بر فريقين از اولياء و اعداء[٤] او] و متفرّس بنور خداى بنگرد و آن سواطع انوار بود كه در دل بدرخشد، معانى بدان نور ادراك كند[٥] و آن از خاصگى ايمان بود و آن گروه كه حظّ ايشان فراتر بود. ربّانيان[٦] باشند [قال اللّه تعالى كونوا ربّانيّين[٧]] يعنى عالمان باشند و حكيمان، اخلاق حق گرفتهاند بديدار و خلق و ايشان آسوده باشند از خبر دادن از خلق و نگريستن بديشان و بايشان مشغول بودن[٨].
[ابو القاسم منادىگر بيمار بود و از پيران بزرگ بود بنشابور، ابو الحسن بوشنجه و حسن حدّاد بعيادت او شدند و اندر راه، بنيم درم سيب خريدند بنسيه و بنزديك او بردند چون بنشستند ابو القاسم گفت اين تاريكى چيست ايشان بيرون آمدند و گفتند چه كرديم انديشيدند مگر ازين بودست كه بهاى سيب بندادهايم و باز نزديك
[١] - مب: ندارد.
[٢] - مب: بدلايل و علامات.
[٣] - مب: يعنى عارفان نشانها.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - اصل: آن بود كه بدرخشد اندر دل معانيها را اندر يابد بدان. غلط است و ظاهرا جملهاى افتاده است.
[٦] - مب: و اين گروه كى ازين درجه برترند ربانى.
[٧] - اصل: ندارد. مب: مطابق متن عربى است.
[٨] - مب: يعنى حكما و علما اخلاق حق تعالى گرفته آسوده باشند از خلق و مشغول بودن بديشان.