ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٢٦ - باب پانجدهم در خشوع و تواضع
آيند روشنائى انس فروشود][١].
ذو النّون مصرى گويد فكرت كليد عبادتست و علامت صواب، مخالفت نفس و هواست و مخالفت نفس، دست بداشتن شهوتهاست.
[ابن عطا گويد سرشت نفس بر بىادبى است و بنده مأمورست بر ملازمت ادب [پس] نفس بدانچه او را سرشتهاند مىرود اندر ميدان مخالفت و بنده او را بجهد مىبازدارد از مطالبت بد، هركه عنان باز گذارد شريك او بود اندر معاملت بد و فساد وى[٢]].
جنيد گويد نفس ببدى فرماينده است، بهلاك خواند و يارى دشمنان كند، متابع هوى بود، بهمه بدى متّهم بود[٣].
[ابو حفص گويد هركه نفس خويش را متّهم ندارد اندر همه وقتها و اندر همه حالها مخالفت وى نكند و خويشتن را بر مكروهها ندارد، در جمله اوقات مغرور بود[٤]] و هركه بعين رضا بدو نگريست هلاك كرد ويرا و چون درست آيد كه خردمند از نفس راضى بود[٥] و كريم ابن كريم [يوسف صدّيق] گويد و ما ابرّىء نفسى انّ النفس لامّارة بالسوء.
جنيد گويد شبى بيخواب بودم برخاستم كه ورد تمام كنم، آن حلاوت نيافتم
[١] - مب: ندارد. متن عربى: و اعلم ان من نجمت طوارق نفسه افلت شوارق انسه. و بدان كه هركه انديشههاى نفسانى وى بر روژد روشنان انس او فروشوند.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: جنيد گويد اين نفس اماره بنده آنست كه او را بچيزهاء هلاككننده خواند و يارى ده دشمنان است و از پى هوا رود و متهم است بانواع بديها. اصل: از متن عربى دور است.
[٤] - مب: ندارد. گفته جنيد و ابو حفص را بهم آميخته است.
[٥] - مب: و هركس كه بنفس نگرد بنظر استحسان و چيزى از وى نيكو اميد[ دارد] او را تباه كرد و عاقل چون از نفس و فعل او راضى باشد.