ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١١ - مقدمه مصنف
خيمها ماننده است بخيمهاى ايشان و ليكن قبيله نه آن قبيله است. و اندر طريقت فترة پيدا آمد لا بلكه يكسره مندرس گشت بحقيقت و پيران كى اين طريقت را دانستند برفتند و اندكىاند برنايان كه بسيرت و طريقت ايشان اقتداء كنند، ورع برفت و بساط او بر نوشته آمد و طمع اندر دلها قوى شد و بيخ فرو برد و حرمت شريعت از دلها بيرون شد و ناباكى اندر دين قوىترين سببى دانند، و دست بداشتند تميز كردن ميان حلال و حرام. ترك حرمت و بىحشمتى دين خويش كردند و آسان فراز گرفتند گزاردن عبادتها و نماز و روزه را خوار فراز گرفتند و اسب اندر ميدان غفلت همىتازند و همه ميل گرفتند بحاصل كردن شهوتها و ناباكى بفراگرفتن حرام و نفع خويش نگاه داشتن بدانچه از بازاريان و اصحاب سلطان فرا گيرند و بدين بى حرمتيها فرو نيامدند و بسنده نكردند و اشارت كردند ببرترين حقائق و احوال و دعوى كردند كه ايشان از حدّ بندگى برگذشتند و بحقيقت وصال رسيدند و ايشان قائماند بحق، حكمهاى وى بر ايشان همىرود و ايشان از آن محواند و بهرچه ايثار كنند و دست بدارند خدايرا عزّ و جلّ با ايشان عتاب نيست و آنچه كنند بر ايشان ملامت نيست و خويشتن از آن همىشمرند كى اسرار احديّت ايشانرا پيدا كردند و ايشانرا صافى گردانيدند از صفات بشريّت و آن حكم از ايشان برخاست و از خويشتن فانى گشتند و باقىاند بانوار صمديّت. گفتار و كردار ايشان نه بايشانست، و اين غايت بىحرمتى و ترك ادب است.
و چون دراز شد اين حال كى در وىايم بدانچه اشاره كردم ببرخى از وى اندرين قصّه و تا بدين غايت زبان نگشادم بانكار، از رشك برين طريقت كه ياد كنم اهل اين طريقت را ببدى. و يا مخالفى راه يابد كى عيب ايشان آشكارا گرداند از بهر آنك مخالفان اين طايفه را و منكران ايشان را اندر دنيا بلاهاى صعب بود. و چشم همىداشتم كه اين فترت بگذرد و بريده گردد و باصلاح آيد و مگر حق سبحانه و تعالى بفضل خويش بيدارى پديد آرد آنرا كه ازين طريقه برگشت اندر ضايع كردن آداب اينطايفه. و هر روز كار صعبتر است. و بيشتر اهل زمانه اندر ديار[١] تباهى
[١] - ظ: ادبار و