دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٩٥٧ - نيّر تبريزى
محمل
شكسته، نالهى حُدى١،
ساربان سَنان ***** ره
بىكران و بندگران، ناقه بىجهيز
خرگاه، دودِ آه و نقابم،
غبارِ راه ***** چتر،
آستين و معجرِ سر، دست خاكبيز
گاهم ز طعن نيزه به زانو
سرِ حجاب ***** گاهم
ز تازيانه به سر، دست اِحتريز٢
يك كارزار دشمن و من يك
تنِ غريب ***** تو
خفته خوش به بستر و اين دشت، فتنهخيز
گفتم دوصد حديث و ندادى
مرا جواب
معذورى اى ز تير جفا
خسته، خوش بخواب»
١٦
اى چرخ سفله، تيرِ ترا
صيد كم نبود ***** گيرم
عزيز فاطمه صيد حرم نبود
حلقى كه بوسهگاه نبى
بود روز و شب ***** جاى سنان و خنجر اهلِ ستم نبود
انگشت او به خيره بريدى
پى نگين
***** ديوى سزاى سلطنت ملك جم نبود
كى هيچ سفله بست به
مهمان خوانده آب؟ ***** گيرم ترا سجّيهى اهل كرم نبود
داغ غمى كزو جگر كوه آب
شد ***** بيمار
تحمّل آن داغ غم نبود
پاى سرير زادهى هند و
سر حسين؟! ***** در كيش كفر، سفله چنين محترم نبود
اى زادهى زياد كه دين
از تو شد به باد ***** آن
خيمههاى سوخته، بيت الصنم نبود٣
آتش به پردهى حرم كبريا
زدى
دستت بريده باد، نشان بر
خطا زدى
١٧
زين غم كه آه اهل زمين ز
آسمان گذشت ***** با
عترت رسول ندانم چهسان گذشت
نمرود، ناوكى كه سوى
آسمان گشاد ***** در
سينهى سليل خليل از نشان گذشت
در حيرتم كه آب چرا خون
نشد چو نيل ***** زان
تشنهاى كه بر لب آب روان گذشت
آورد خنجر آبِ زلالش ولى
دريغ
***** كاب از گلو نرفته فرو، از جهان گذشت
شد آسمان ز كرده پشيمان
در اين عمل ***** ليك آن زمان كه تير خطا از كمان گذشت
اللّه، چه شعله بود كه
انگيخت آسمان ***** كز
وى كبوتران حرم ز آشيان گذشت
در موقعى كه عرض صواب و
خطا كنند
***** كارى نكرده چرخ كه از وى توان گذشت
خاموش «نيّرا» كه زبان
سوخت خامه را ***** خون شد مداد و قصّه ز شرح و بيان گذشت
فيروز بخت من نهد از سرْ
خط قبول
بر دفتر چكامهى من بضعهى
رسول
١٨
چون تير عشق جا به كمان
بلا كند
***** اول نشست بر دل اهل ولا كند
[١] حدى: حدى، حداء، سرود و آواز ساربانان هنگام راندن شتر.
[٢] احتريز: كلمه «اِحتراز» كه اماله شده است.
[٣] بيت الصنم: بتكده، بتخانه.