دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٦٤٩ - احد سرد رودى
احد سرد رودى
احد سرد رودى فرزند على اكبر متخلّص به «سالك» در سال ١٣٤٧ ه. ش در «سردرود» از توابع تبريز به دنيا آمد تحصيلات ابتدايى و متوسطه خود را در تبريز طى كرد و مقدمات دروس حوزوى را در تهران فراگرفت.
از دوره دبيرستان به طور جدى سرودن شعر را آغاز نمود و با نزديكى و همكارى با انجمنهاى ادبى آن را جدىتر دنبال كرد.
همكارىهايى نيز با مطبوعات و صدا و سيما و ارگانها نيز در كارنامهى فعاليتهاى وى به چشم مىخورد.
سردرودى به سرودن غزل بيش از ساير گونههاى شعر از خود علاقه نشان مىدهد.
-*-
از ساغر آفريدند روزى كه
تيغ ما را
***** ميخانه نام كرديم صحراى كربلا را
در اين حرم به غير از
طوفان نمىنهد پا ***** اينجا نمىگذارند، داخل شود صبا را
جايى كه مىربايد دل را
نگاه سرخش ***** اينجا، بگو كه زاهد بر سر كشد عبا را
جايى كه تا رسيدن صد
كوفه پيش رو هست *****
بايد گذشت از سر، بايد گذاشت پا را
جايى كه مىكشانند آيينه
را به زنجير *****
بندد به روى دريا، شمشير، آبها را
ديدند چرخ مىزد در زير
تيغ سرمست ن ***** وشاند تا كه ساقى خم خانهى بلا را
آه از دمى كه خورشيد
افتاد از نفس، ديد ***** خفاشها گرفتند در يك نگه سما را
مىرويد از زمين سر،
«سالك» به يك تجلّى ***** موسى كجاست بيند سيناى نينوا را