دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٩٥٨ - نيّر تبريزى
در
حيرتند خيرهسران ارچه عشقِ دوست ***** احباب را به بندِ بلا مبتلا كنند
بيگانه را تحمّل بار
نياز نيست ***** معشوق،
ناز خود همه بر آشنا كند
تن پرور از كجا و تمنّاى
وصل دوست؟ ***** دردى
ندارد او كه طبيبش دوا كند
آن را كه نيست شور حسينى
به سر ز عشق ***** با
دوست كى معاملهى كربلا كند؟
يكباره پشت پا به سر
ماسوا زند ***** تا
زان ميان از اين همه خود را سوا كند
آرى كسى كه كشتهى او
اين بود، سزاست ***** خود
را اگر به كشتهى خود خونبها كند
باللّه اگر نبود خدا
خونبهاى او
عالم نبود در خورِ
نعلينِ پاى او
١٩
عنقاى قاف را هوس آشيانه
بود ***** غوغاى
نينوا همه در ره بهانه بود
جايى كه خورده بود مِى
آنجا نهاد سر ***** دُردى كشى كه مست شراب شبانه بود
يكباره سوخت ز آتش غيرت
هواى عشق ***** موهوم
پردهاى اگر اندر ميانه بود
در يك طبق به جلوهى
جانان نثار كرد ***** هر
درّ شاهوار كش اندر خزانه بود
نامد بجز نواى حسينى به
پرده راست ***** روزى
كه در حريم «اَلست» اين ترانه بود
باللّه كه جا نداشت بجز
بىنشان در او ***** آن
سينهاى كه تير بلا را نشانه بود
كورى نظاره كن كه شكستند
كوفيان ***** آيينهاى
كه مظهر حُسن يگانه بود
نىنى كه وجه باقى حق را
هلاك نيست
صورت به جاست، آينهگر
رفت باك نيست
٢٠
اى خرگه عزاى تو اين
طارم كبود
***** لبريز خون ز داغ تو پيمانهى وجود
وى هر ستاره قطرهى خونى
كه عُلويان ***** در ماتم تو ريخته از ديدگان فرود
گريه است بر تو هر چه
نوازنده را نواست ***** ناله است بىتو هر چه سراينده را سرود
تنها نه خاكيان به عزاى
تو اشكريز ***** ماتم
سراست بهر تو از غيب تا شهود
از خون كشتگان تو صحراى
ماريه
***** باغى و سنبلش همه گيسوى مشك بود
كى بر سنان تلاوت قرآن
كند سرى؟ ***** بيدارِ
مُلكِ كهف تويى، ديگران رُقود١
نشگفت اگر برند ترا سجده
سروران ***** اى
داده سر به طاعت معبود در سجود
پايان سير بندگى آمد
سجود تو
برگير سر، كه او همه شد
وجود تو
٢١
[١] - اشارهاى لطيف به اينكه اصحاب كهف در خوابند و بيدار حقيقى تويى؛ با ايهام به اين حقيقت تاريخى كه به روايت «منهال» سر مقدس سيّد الشهدا عليه السّلام بر سر نى، آيهى (أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحٰابَ اَلْكَهْفِ وَ اَلرَّقِيمِ)... آيا پندارى كه قصّهى اصحاب كهف و رقيم در مقابل اين همه آيات قدرت و عجائب حكمتهاى ما واقعهى عجيبى است؟! سوره كهف، آيه ٩ را تلاوت فرمود، كه اين آيه در آغاز داستان اصحاب كهف آمده است.