دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٣٩ - محمود رضا اكرامى
آسمان
در پيش چشمش سنگ شد ***** بهر ديدارش خدا دلتنگ شد
تو نه از زنگى، نه از
رومى حسين! *****
چارده قرن است مظلومى حسين! *
آسمان در آسمان بارانىام ***** گردبادم، در خودم زندانىام
سر نهاده شعله روى دامنم ***** آتشى گل كرده در پيراهنم
آتشى سر در گريبان خودم ***** ساكن شام غريبان خودم
آسمان بر دوش صحرا مىرود ***** آفتابى رو به دريا مىرود
آه اى دريا در آغوشش
بگير ***** موج توفان زاد، بر دوشش بگير
چون كه اين درياى توفان
پيرهن ***** هفت وادى زخم سركش در بدن
مىرود تا عشق را معنا
كند ***** مىرود تا خويش را پيدا كند *
آسمان گريان و صحرا تشنه
است ***** در ميان دجله، دريا تشنه است
دست در شط برد و دريا
مست شد ***** آسمان تا بىنهايت دست شد
«با دل خونين، لب خندان»
كه ديد؟ ***** تشنه، مشك آب بردندان كه ديد؟١
***
جان سرخ:
مردى كه طوفان خانه
زادش، همنشينش بود ***** خورشيد پلكى از نگاه آتشينش بود
يك آسمان از خاك بالاتر،
نشست آخر ***** آن گل كه اوج نيزهى دشمن زمينش بود
شمشيرهاى فتنه رقصيدند و
باريدند ***** بر جان سرخى كه خدا عاشقترينش بود
آن روز در آن ظهر
گرماريز خون باريد ***** تيغ كج انديشى كه عمرى در كمينش بود
پشت تمام تيغها خم گشته
در سوگش
***** در سوگ مردى كه گل و آيينه دينش بود ***
عصر عاشورا:
عصر عاشورا كنار خيمههاى
سوخته ***** ذو الجناحى ماند با يالهاى سوخته
كاروان مىرفت و مىبلعيد
دشت دير سال *****
كودكان تشنه را با دست و پاى سوخته
در كجا ديديد يا خوانديد
روى نيزهها ***** آسمان قرآن بخواند با صداى سوخته
قطرهقطره شرم شد آب
فرات از ديدن ***** رقص خون آلود شيشه و هواى سوخته
چارده قرن آسمان باريد و
مىبارد هنوز *****
چشم را به خاك كربلاى سوخته
ابرها بارانى و شايد خدا
هم گريه كرد ***** عصر عاشورا كنار خيمههاى سوخته
[١] رستاخيز لالهها؛ ص ١٩ و ٢٠.