دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٩٣٣ - جيحون يزدى
جيحون يزدى
محمّد ميرزا يزدى ملقب به نواب، مشهور به تاج الشعرا و متخلّص به «جيحون» از شاعران قرن دوازدهم و اوايل قرن سيزدهم هجرى است. سلسلهى نسبش از طرف پدر به سلاطين مظفرى مىرسد و از احفاد شاه شجاع است و از طرف مادر به مرحوم شاهزاده محمد ولى ميرزا. وى در شهر يزد به دنيا آمد و بخشى از دوران حيات خويش را در آن شهر به سر برد.
كتاب و كتابت را همانجا آموخت، اما به علت ناخشنودى ترك يار و ديار گفت و در اغلب بلاد ايران، هندوستان، اسلامبول به سياحت پرداخت و سالهاى آخر عمر خود را در كرمان گذراند و سرانجام به سال ١٣٠١ ه ق. در همان جا زندگانى را وداع گفت.
وى در روزگار حكومت ناصر الدين شاه مىزيست.
جيحون شاعر مديحه سراست و قصيده را نيكو مىسرود و به قصيده گويى معروف است. داراى ديوان شعرى است كه به سال ١٣١٦ ه ق. در بمبئى به چاپ رسيده است. اين ديوان دوبار نيز در سالهاى ١٣٣٦ و ١٣٦٣ ه ش. در تهران به چاپ رسيده است. كه قسمت اعظم ديوان او را قصايدش پر كرده است. قصايد وى در سبك عراقى است و بسيارى از اين قصايد به مدح حكمرانان اختصاص دارد. بسيارى ديگر از قصايد و اشعارش در مدح ائمهى اطهاى (ع) است. مدايحى كه در حق اهل بيت (ع) پرداخته است، شيوا و روان ولى تكلف است. بعد از قصيده به مسمط سرايى ميلِ مفرط داشت و مسمطهاى زيبايى در توصيف طبيعت و مناقب ائمهى اطهار سروده است. جيحون علاوه و شعر در نثر نيز تواناست، وى مجموعهاى به «نام نمكدان» دارد كه به سبك گلستان سعدى نگاشته شده است.١
-*-
خطاب به هلال محرّم:
باز اى مه محرّم پر شور
سر زدى ***** و
اندر دلم شراره ز عاشور بر زدى
سختا كه روى تو مگر از
سنگ كردهاند ***** كاينك دوباره حلقهى ماتم به در زدى
باز آمدى و بر دل مجروح
من چو پار
***** از غصّه نيشتر زدى و بيشتر زدى
تو آن نهاى مگر كه به
سر تاختى ز خير ***** و
آنگاه ره به زادهى خير البشر زدى
تو آن نهاى مگر كه به
جاى كفى ز آب ***** پيكان
به حلق اصغر خونين جگر زدى
آن سر كه چرخْ روى به
پايش همى نهاد ***** بر نوك نى نموده به هر رهگذر زدى
دستى كه آستين ورا بوسه
داد چرخ
***** در قطع آن تو دامن كين بر كمر زدى
با «مُرّة بن منقذ»٢ شدى يار پس ز مكر
***** نزد پدر عمود به فرق پسر زدى
تو خود همان مهى كه به
پيشانى حسين ***** با
سنگ جور نقشهى شق القمر زدى
تو خود همان مهى كه به
ميل تنى شرير ***** در
خيمهگاه آل پيمبر شرر زدى
بر پيكر امام امم با
زبان تيغ
***** زخمى دهان نبسته كه زخمى دگر زدى
[١] سخنوران نامى معاصر ايران؛ ج ٢، ص ١٠٢٩.
[٢] مرّة بن منقذ العبدى قاتل حضرت على اكبر (ع) است.