دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٨١ - خدا داد نورايى اراكى
از
قيام كربلا منظور محوِ ظلم بود *****
دركِ اين مطلب كجا مىشد اگر زينب
نبود
متنِ خون رنگِ كتابِ
كربلا «نورائيا» ***** بىگمان كم محتوا مىشد اگر زينب نبود١
***
آب:
افتاد چشمِ نافذِ تو چون
به روى آب ***** خشكيد از شرارِ نگاهت گلوى آب
دستت به آب خورد و دو
چشمت نظاره كرد ***** ناخورده آب ديده گرفتى ز روىِ آب
بوسيد آب دستِ تو را و
به گريه گفت ***** مشتى بنوش تا نرود آبروى آب
از شرم آب كف به لب آورد
و ناله كرد *****
چون ريختى تو آبِ نخورده به روى آب٢
***
رباعى:
بر پيكر اسلام چو جان است
حسين ***** سالار شهيدان جهان است حسين
در مردى و آزاد و ايثار
و شرف ***** سرمشق همه جهانيان است حسين٣
***
دوبيتى:
حسين آن شاه بيتِ دفترِ
عشق ***** به گيتى آخرين پيغمبر عشق
به تن پوشيده شولاى
شهادت ***** يگانه پاسدارِ سنگرِ عشق٤
[١] همان؛ ص ١٨٦.
[٢] همان؛ ص ١٦٩.
[٣] همان، ص ٩٢.
[٤] همانجا.