دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٤٢ - سنايى
عمر و عاص١ از فساد رأيى زد ***** شرع را خيره پشت پايى زد
بر يزيد
پليد بيعت كرد ***** تا كه از خاندان برآرد گرد
شرم و آزرم
جملگى بگذاشت ***** جمعى از دشمنان بر او بگماشت
تا مر او را
به نامه و به جبل ***** از مدينه كشند در مِنْهَل٢
كربلا چون
مقام و منزل ساخت ***** ناگه آل زياد بروى تاخت
راه آب فرات
بربستند
***** دل او زان عنا٣ و غم خستند
عمر و عاص و
يزيد بد اختر ***** بر آب برفكنده سپر
شمر و عبيد
اللّه و زياد لعين ***** روحشان جفت باد با نفرين
بركشيدند
تيغ، بىآزرم ***** نز خدا ترس و نه ز مردم شرم
سرش از تن
به تيغ ببريدند ***** و اندر آن فعل، سود مىديدند
تنش از تيغ
خصم پاره شده ***** آل مروان بر او نظاره شده
به دمشق
اندرون، يزيد پليد ***** منتظر بود تا سرش برسيد
پيش بنهاد و
شادمانى كرد ***** تكيه بر دُنيى و امانى٤ كرد
بيتى از قول
خويش انشا كرد ***** كين ديرينه جست و اِنهاء٥ كرد
دست شومش بر
آن لب و دندان ***** زد قضيب٦ از نشاط و لب خندان
كينهى خزرج
و حديث اَسَل٧ ***** و آن مكافات زشت و دست عمل
كين آباء
بتوخته٨ ز حسين ***** خاصه كينههاى بدر و حُنين
شهربانو و
زينب گريان ***** مانده در فعل ناكسان حيران
سر برهنه بر
اشتر و پالان ***** پيش ايشان ز درد دل نالان
على الاصغر٩ ايستاده به پا ***** و آن سگان ظلم را بداده
رضا
عمرو عاص و
يزيد و ابن زياد ***** همچو قوم ثمود و صالح و عاد
بر جفا كرده
آن سگان اصرار ***** رفته از حقد بر ره انكار
عالمى بر
جفا دلير شده ***** روبَهِ مرده شرزه شير شده
كافران چون
در اول پيكار ***** شده از زخم ذو الفقار فگار
[١] احتمالا منظور شاعر از عمرو عاص در اين ابيات عمر بن سعد بوده است.
[٢] منهل: آبخور، آبشخور. گور، قبر.
[٣] عنا با عناء: رنج، زحمت، مشقت. اندوخته و غصه.
[٤] امانى: آرزوها.
[٥] انهاء: خبر دادن.
[٦] قضيب: چوبدستى، شاخه درخت.
[٧] اَسَل: نى، نيزه حديث اسل: ماجراى سر نيزه و سر امام.
[٨] بتوخته: جمع كرده، اندوخته.
[٩] على الاصغر: منظور حضرت سجاد (ع) است.