دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١١٥٩ - شهريار
داغ حسين:
محرّم آمد و نو كرد درد
و داغ حسين ***** گريست
ابر خزان هم به باغ و راغ، حسين
هزار و سيصد و اندى گذشت
سال و هنوز ***** چو لاله بر دل خونين شيعه داغ حسين
به هر چمن كه بتازد سموم
باد خزان
***** زمانه ياد كند از خزان باغ حسين
هنوز ساقى عطشان كربلا
گويى
***** كنار علقمه افتاده با اياغ حسين
اگر چراغ حسين به خيمه
شد خاموش
***** منوّر است مساجد به چلچراغ حسين
خدا به نافهى خلدش دماغ
جان پُر داشت ***** كه
بوى خون فكند رخنه در دماغ حسين
فراغ از دو جهان داشت با
فروغ خداى
***** خداى را چه فروغىست در فراغ حسين
يزيد كو كه ببيند به
ناله قافلهها ***** گرفته
از همه سوى جهان سراغ حسين
***
جلوهى زينب:
محرم آمد و آفاق مات و
محزون شد ***** غبار
محنت اين خاكدان به گردون شد
به جامههاى سيه كودكان
كو ديدم ***** دلم
به ياد اسيران كربلا خون شد
به ياد تشنه لبان كنار
نهر فرات
***** كنار چشم من از گريه رود كارون شد
چه آتشى است كه مىجوشد
اشكها گويى ***** كه چشمها همه كارون و سينه كانون شد
سرو برى كه رسول خداش مىبوسيد ***** به زير سمّ ستوران، خداى من چون شد؟
حماسهاى ست حسين از
حماسهها ما فوق ***** هر آن حماسه كه در وى رسيد مادون شد
به خيمههاى امامت، چنان
زدند آتش
***** كه آهوان حرم سر به دشت و هامون شد
رسيد نوبت زينب كه
شيرزاد علىست ***** جهان
به حيرت ازين سربلند خاتون شد
به دوش، پرچم آتش گرفتهى
اسلام ***** به
قصر ابن زياد و يزيد ملعون شد
چنان بكوفت به تبليغ،
دستگاه يزيد ***** كه خود يزيد چو مار فسرده افسون شد
حسين، عائله با خود
نبرده بىتدبير ***** كه
غرق حكمت او فكرت فلاطون شد
يزيد جلوهى كار حسين مىپوشيد
***** ز زينب است كه اين جلوه روز افزون شد
از اين مبارزه بشكفت
دودمان على ***** چنان كه نسل يزيد پليد موهون شد
تو رهبرا، چه قيامى به
راه دين كردى؟ ***** كه
مكّه هم به تو - ماه مدينه - مديون شد
خوشا به حال شما اى
فدائيان حسين ***** كه دين به خون شماها رهين و مرهون شد
چو نيك مىنگرى زنده اين
شهيدانند
***** وگرنه هر بشرى زاد و مُرد و مدفون شد
يزيد نخلهى اسلام ريشه
كن مىخواست ***** حسين بود كه دين زنده تا به اكنون شد