دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١١٨٠ - عبد المجيد اوحدى
عبد المجيد اوحدى
عبد المجيد اوحدى متخلّص به «يكتا» در سال ١٢٩٠ ه. ش در اصفهان متولد شد. به علت فوت پدر، سرپرستى وى را عمويش مرحوم حاج محمد كاظم متخلّص به «غمگين * بر عهده گرفت.
يكتا تحصيلات خود را در آموزشگاههاى اصفهان به پايان رسانيد و بنا به توصيهى عمويش هفتهاى يك بار به محضر شاعر و اديب خوشنويس مرحوم ميرزا عباس خان شيدا مؤسس «انجمن ادبى اصفهان» حاضر مىشد و از همان انجمن بود كه طبعش به سرودن شعر مايل گشت.
كليات اشعار وى متجاوز از ده هزار بيت است كه قسمتى از آن در سال ١٣١٩ شمسى به چاپ رسيد و از آثار او «تدوين و تحشيه ديوان مرحوم غمگين» است كه با مقدمهى مبسوطى به قلم استاد همايى در سال ١٣٢٧ شمسى به چاپ رسيد، و نيز «ترجمهى تاريخ آل سلجوق» به قلم پروفسور ادوارد براون انگليسى، تذكرهى شعراى ايران از اوايل قرن چهاردهم تا عصر حاضر به نام «گلزار دانش».
يكتا شاعرى توانا و نويسندهاى محقق بود و در ساختن مادهى تاريخ نيز مهارت كافى داشت. سرانجام در سال ١٣٥٤ ه. ش درگذشت و در زادگاهش به خاك سپرده شد.١
-*-
هلال ماه محرّم دوباره
گشت پديد
***** ز ديدنش دل آزادگان خاك تپيد
تپيد، نى دل آزادگان خاك
ز غم
***** كه از رسيدن آن قلب قدسيان لرزيد
خميده گشت نه تنها ز
غصّه پشت هلال ***** كه آسمان هم از اين غم هلالوار خميد
تو اى هلال از آن لاغرى
و زرد و نزار ***** كه ديدهى تو نديد آن چه گوش كس نشيند
تو ديدهاى كه از اطفال
تشنه لب، هر دم ***** صداى
العطش از فرش تا به عرش رسيد
تو ديدهاى كه ز زخم
سنان و نيزه و تير ***** نهال قدّ جوانان به خاك و خون غلتيد
تو ديدهاى كه ز خاك
مزار پاك تنان ***** به جاى لاله و گل، چشمههاى خون جوشيد
تو ديدهاى كه ز خون شد
خضاب، اجسادى ***** كه زرد روى شد از شرم رويشان خورشيد
تو ديدهاى كه به پاهاى
نرمتر از گل ***** ز
جور فتنهى دو نان چه خارها كه خليد
تو ديدهاى كه به لبهاى
همچو غنچهى گل ***** بداد
بوسه ز چوب ستم، يزيد پليد
من از تو در عجبم اى
هلال سنگين دل ***** كه
ديدگان تو اين حادثات را، چون ديد؟
اگر به جاى تو بودم،
براى تشنهلبان ***** ز
آب ديده نمودم هزار سيل پديد
اگر به جاى تو بودم حجاب
مىگشتم
***** كه بر برهنه تنان، سايه افكند خورشيد
[١] سخنوران نامى معاصر ايران؛ ج ٥، ص ٣٩٨٢.