دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٣١ - قيصر امين پور
قيصر امين پور
قيصر امين پور به سال ١٣٣٨ ه. ش در «گتوند» شوشتر به دنيا آمد. وى از شاعران مطرح عصر انقلاب اسلامى است كه در قالبهاى مختلف شعر، به خصوص غزل، رباعى و شعر نو نيمايى سرودههاى فراوان دارد. شعرهايش را براى اولين بار در سال ١٣٥٩ شمسى از طريق حوزهى هنرى انديشهى اسلامى منتشر ساخت و در حال حاضر در دانشگاه تهران مشغول تدريس است.
او در قالب غزل، غزلهاى زيبايى را با تركيبات كم سابقه يا بىسابقه پديد آورده است. وى از شاعرانى است كه در شعر نو از پيروان شيوهى نيماست. اشعار نو او كه غالبا مضامين اجتماعى دارند از نگاهى تيزبين و ژرف و هنرمندانه حكايت مىكنند.
كشفهاى كلامى و ايجاد تركيبات بديع و نو از ويژگىهاى شاخص اشعار نو اوست. قيصر امين پور در زمينهى رباعى نيز از نوآوران به شمار مىآيد، رباعيات او داراى تركيبات و مضامين نو مىباشد. قيصر در زمينهى شعر براى كودكان و نوجوانان نيز سرودههاى قابل توجه و ارزشمندى آفريده كه برخى از آنها نيز به كتابهاى درسى راه يافتهاند. در مجموع قيصر امينپور از معدود شاعرانى است كه پس از انقلاب اسلامى ضمن گرايش به شعر كلاسيك در قالب غزل و رباعى همگام با حوادث انقلاب، ساخت نيمايى شعر را پى گرفته و اشعارى با درون مايهى نو و زبانى ساده و بىپيرايه و صميمى و دلنشين سروده است. وى با مجموعه شعر «در كوچهى آفتاب» كه در سال ١٣٦٣ هجرى منتشر شد، توانايى خود را نشان داد و پس از آن با آثارى چون «تنفّس صبح»، «آينههاى ناگهان» جايگاه خويش را در شعر انقلاب تثبيت كرد. ديگر آثار شعرى او عبارتند از: مجموعههايى از اشعار براى نوجوانان به نامهاى «منظومهى ظهر روز دهم»، «مثل چشمه، مثل رود»، «به قول پرستو» و دو كتاب نثر ادبى به نامهاى «طوفان در پرانتز» و «بىبال پريدن»١.
-*-
نى نامه:
خوشا از دل نم اشكى
فشاندن ***** به آبى آتش دل را نشاندن
خوشا زان عشقبازان ياد
كردن ***** زبان را زخمهى فرياد كردن
خوشا از نى، خوشا از سر
سرودن ***** خوشا نى نامهاى ديگر سرودن
نواى نى، نوايى آتشين
است ***** بگو از سر بگيرد، دلنشين است
نواى نى، نواى بىنوايى
است ***** هواى نالههايش، نينوايى است
نواى نى، دواى هر دل تنگ ***** شفاى خواب گل، بيمارى سنگ
قلم تصوير جانكاهى است
از نى ***** علم، تمثيل كوتاهى است از نى
خدا چون دست بر لوح و
قلم زد ***** سر او را به خط نى رقم زد
دل نى نالهها دارد از
آن روز ***** از آن روز است نى را ناله پرسوز
چه رفت آن روز در انديشهى
نى ***** كه اينسان شد پريشان بيشهى نى؟
[١] دريچهاى به دنياى شعر فارسى؛ ص ٦٦١ و ٦٦٢.