دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٩٤ - يوسفعلى مير شكاك
خليل شفيعى
خليل شفيعى فرزند عباس در سال ١٣٤٢ ه. ش در شهرستان آبادان ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در شيراز و ادامه آن را تا حد فوق ديپلم ادبيات در يكى از آموزشكدههاى آن شهر به پايان رساند و سپس ليسانس خود را از دانشگاه تربيت معلم اراك اخذ نمود، و به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به كار معلمى پرداخت.
شفيعى سرودن شعر را به طور جدى از اول دبيرستان آغاز نمود و سپس با حضور فعال در انجمنهاى شعر آن را پىگرفت و در اين راستا از راهنمائىها و تشويقهاى شاعر معروف محمد خليل مذنب (جمالى) و رضا لطف اللهى بهرهها گرفت.
از خليل شفيعى تاكنون كتابهاى متعددى كه بيشتر جمعآورى اشعار شاعران ديگر است به چاپ رسيده كه از آنها مىتوان «پرنيان محبت»، «نيستان»، «پرشكستگان عشق» و «رندان تشنهلب» را نام برد.
شفيعى از قالبهاى شعرى كلاسيك به غزل و غزل مثنوى و از شعر نو نيز بيشتر به شعر نيمايى و سپيد بستگى دارد ايشان هم اكنون مديريت مجتمع غير انتفاعى علوى در شيراز را به عهده دارد.
-*-
خوابهاى سبز خون:
خون مىسرايد چشمهايم وا
مصيبت ***** دردست مىلنگد عصايم وا مصيبت
ديرى است مديونم به هرم
غربت ياس
***** دارد فرات اشك طرح دست عبّاس
با حلق اصغر مىسرايد
كربلا را ***** با من بخوان اى اشك منشور ولا را
با من بخوان اى اشك فصل
سوختن را ***** آماج شو اى دل هجوم دوختن را
تنهاترين مرد خدا بود و
خدايش ***** اكبر خروش هرم شب گير صدايش
تنهاترين مرد خدا با حلق
اصغر ***** مىسوخت در آبىترين درياى باور
سر از ستيغ تيغ او قهر
خدا زد ***** بر بام خاطر نام اصغر را صدا زد
فرياد اصغر داد اصغر آى
اصغر ***** اى حلق تو خون نامهى فرياد حيدر
شش ماهه پير تير وصل يار
ديده ***** سيراب در گهوارهى عشق آرميده
اى رود اى دريا، هستى محو
رويت ***** آتش به جان آب زد خون گلويت
*
خواندى ز ديوان شهادت يك
غزل عشق ***** در روز عاشورا جهادت يك غزل عشق
شرح و بيان را نيست
ياراى سرودن ***** با اشك مىگويم به يادت يك غزل عشق
اى شيعهى شش ماهه، اى
معناى بودن *****
تا بوستان دوست زادت يك غزل عشق
مظلوم سبز سرخ پوش وادى
نور ***** كانسان بدست ياد دادت يك غزل عشق
وقتى تو را سيراب مىكردند
با تير ***** مىگفت خون با ناى شادت يك غزل عشق
*