دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٧٥ - يوسفعلى مير شكاك
حميد كرمى
حميد كرمى فرزند على اصغر به سال ١٣٤١ ه. ش در تهران به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاهش به پايان رساند و مقدماتى از دروس حوزوى را نيز فرا گرفت. وى فعاليتهاى شعرى خود را از سال ٦٢ به طور جدى و با حضور در مجمع شاعران حوزهى هنرى سازمان تبليغات اسلامى آغاز نمود.
از حميد كرمى تاكنون مجموعه شعرهاى «بر شانههاى كوهستان»، «سايه روشنهاى بىدر» و «گزيده ادبيات معاصر شماره ٢٣» به چاپ رسيده است. دو مجموعه شعر «همسايه زخم» و «تبسّم توحيد» را نيز زير چاپ دارد.
ايشان تأليفات ديگرى به نام «تاريخ تصرف در ايران» در سه جلد و «آفات عقل، آفات علم و آفات تكنولوژى» و «ساختار اجتماعى علم» را نيز زير چاپ دارد.
كرمى در تمام قوالب شعرى طبع آزمايى كرده است ولى خود را در سرودن «مثنوى» موفقتر مىداند. ايشان مدتى در استخدام قوه قضائيه بوده و با انجمنهاى ادبى و مطبوعات و هم چنين راديو سابقهى همكارى نزديك داشته است و شعر و مقالات خود را گاهى با نام سپهر حميدى در مطبوعات به چاپ مىرساند.
-*-
فرو رفت خورشيد و شب شد
بلند ***** شبى كه دلش ريشه در قير داشت
عطشناك درياى خون بود و
بس ***** شبى كه سرش شور شمشير داشت
*
شب آمد چو يلدا پر از
تيرگى ***** سيه اژدها هُرم افعى پرست
به چشمش سكوتى گران مىخزيد ***** و بر شانهاش مار كبراى مست
*
پر از هُرم صحراى تفتيده
بود ***** شب رويش نالهها از عطش
نشان خطر داشت در دام شب ***** تب سرخ آلالهها از عطش
*
شبى چون رجزهاى نامآوران ***** پر از موج شط جنون در بغل
شبى مثل پهلوى شمشير سرخ ***** پر از بوى فرياد خون در بغل
*
نفير بلا كربلا را گرفت ***** زمين كر شد از نالهى كوسها
به گوش فلك اضطرابى فكند ***** خطر آفرين ناى ناقوسها
*
نواى غم كودكان سر گرفت ***** زمين و زمان، جمله در تب نشست
نسيم سحر مثل بهت شفق ***** پريشان به گيسوى زينب نشست