دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٠٦ - كمال زين الدين
كمال زين الدّين
كمال زين الدّين؛ در سال ١٢٩٩ ه. ش در اصفهان متولّد شد وى از شعراى توانا و خوش قريحهاى است كه از رهگذر شعر و ادب خدمات ارزندهاى انجام داده است او تحصيلات خود را با اخذ درجه ليسانس مديريت ادامه داد.
كمال از سال ١٣٢٢ به كار روزنامهنگارى پرداخت و از سال ١٣٣٩ اقدام به تأسيس «انجمن ادبى كمال» نمود كه يكى از پربارترين انجمنهاى ادبى تهران به شمار مىرود. اين انجمن هر سال براى يك يا دو تن از دانشوران و شعراى به نام، مجالس بزرگداشت و تجليل برپا مىكند١.
-*-
به مناسبت روز عاشورا:
تا بياموزد به مردم راه
و رسم سرورى ***** دست بر كارى بزد بر سنّت پيغمبرى
داد گيتى را خبر از نهضت
والاى خويش ***** پر
شد از نام همايونش ثريّا تا ثرى
تافت خوش چون آفتاب از
خاور آيين حق ***** در شبان تيرهى ما از پى روشنگرى
سبط پيغمبر، حسين داد جوى
دادگر ***** پور
والاى علىّ مرتضى در سرورى
آنكه بر كند از جهان
بنياد بيداد و ستم ***** آنكه جز بر حق نمىفرمود هرگز داورى
آنكه شد مسند نشين عرش
اعلا از شرف ***** آنكه روشن كرد گيتى را به فرّ حيدرى
آنكه در عشق و صفا جاويد
و نامآور بود ***** آنكه در راه خدا بگرفت جان را سرسرى
خيمه زد بر پهندشت درد
خيز نينوا ***** با
علمدارى دلاور شهره گاه صفدرى
با نوايى خوشتر از صوت
ملك تسبيحگوى ***** كرده باطل همچو موسى نقش سحر سامرى
از نماز شامگاهان تا سحر
تكبير خوان ***** پرتو
افشان شد ز مهروى زمين تا مشترى
شب به صبح آمد به آيين
پيمبر در نماز ***** بوسه زد بر خيمه گاهش صبح مهر خاورى
يك طرف موجى چو كوه از
لشكر غدّار خصم ***** سوى
ديگر كوهى از ايمان و عشق و ياورى
نوجوانان همچو شيران
ايستاده جان به كف ***** پيش
رويش بوسه زن بر آستان چاكرى
خواستار از پيشگاهش كاى
خديو٢ راستين ***** خوشتر از اين دم نباشد نوبت فرمانبرى
تا بيابند اذن جانبازى
به فرمان امام ***** هر
يكى آمادهتر در بذل جان از ديگرى
داد فرمان جمع ياران را
به بزم ناكسان ***** آنكه
نامش مانده جاويدان به فرّ مهترى
روز پيكار است امروز اى
دليران همّتى ***** تا فرو ريزد ز بن بنياد ظلم و جابرى
يك يك آن دريادلان شير
مرد بىهمال ***** در ميان خون خود غلطان به تيغ جوهرى
ظهر عاشوراست يارانش ز
پا افتادهاند ***** دشمنان بسته به رويش هر در از حيلتگرى
[١] سخنوران نامى معاصر ايران؛ ج ٥، ص ٢٩٥١.
[٢] خديو: پادشاه، خداوند، امير، بزرگ قوم.