دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٥٦ - عطّار نيشابورى
صد هزاران جان پاك انبياء ***** صف زده بينم به خاك كربلا
در تموز
كربلا تشنه جگر ***** سر بريدندش چه باشد زين بتر
با جگر گوشهى
پيمبر اين كنند ***** و انگهى دعوىّ داد و دين كنند
كفرم آيد هر
كه اين را دين شمرد ***** قطع باد از بُن ز فانى كين شمرد
هر كه در
رويى چنين آورد تيغ ***** لعنتم از حق بدو آيد دريغ
كاشكى اى من
سگ هندوى١ او ***** كمترين سگ بودمى در كوى او
يا در آن
تشوير٢ آبى گشتمى ***** در جگر او را شرابى گشتمى٣
***
اى گوهر كان
فضل و درياى علوم ***** وز راى تو درّ درج گردون منظوم
بر هفت فلك
نديد و بر هشت بهشت نُه چرخ چو تو پيش رو ده معصوم٤
***
ز مشرق تا
به مغرب گر امام است ***** على و آل او ما را تمام است
گرفته اين
جهان وصف سِنانش ***** گذشته ز آن جهان وصف سه نانش٥
چو در سرّ
عطا اخلاص او راست ***** سه نان را هفده آيه٦ خاص او راست
سه قرصش چون
دو قرص ماه و خورشيد ***** دو عالم را به خوان بنشاند جاويد
پيمبر گفت
با آن نور ديده ***** ز يك نوريم هر دو آفريده
على چون با
نبى باشد ز يك نور ***** يكى باشند هر دو از دويى دور
چنان در شهر
دانش باب آمد ***** كه جنّت را به حق بوّاب آمد
چنان مطلق
شد اندر فقر و فاقه ***** كه زرّ و نقره بودش سه طلاقه٧
[١] هندو: پاسبان، نگهبان.
[٢] تشوير: آشفتگى و شرم و پريشانى «شور و اضطراب».
[٣] مصيبت نامه؛ ص ٣٧.
[٤] شرح احوال عطّار؛ ص ٦١ به نقل از رباعى مختار نامه در مدح امام حسين (ع).
[٥] مقصود سه قرص نان است كه در سه شب متوالى به فقير و مسكين و اسير بخشيد.
[٦] هفده آيه: منظور هفده آيه از سوره دهر (انسان) است كه در شأن خانواده على (ع) نازل شده است.
[٧] مجالس المؤمنين؛ ج ٢، ص ١٠٠ به نقل از الهى نامه.