دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٥٢ - محمود شاهرخى
محمود شاهرخى
محمود شاهرخى، در سال ١٣٠٦ ه. ش در بم از توابع كرمان قدم به عرصهى هستى نهاد. پدرش بيشهور بود، اما ديگر دودمانش همه از عالمان دين و سالكان طريق معرفت و يقين بودند. نسبش از سوى پدر به عارف وارسته ميرزا حسين ملقب به رونقعلى كرمانى مىپيوندد.
وى تحصيلات ابتدايى را در بم و متوسطه را در كرمان و يزد به انجام رسانيد. در كرمان با عارفى روشن ضمير از مردم يزد به نام سيّد محمد، متخلّص به «مجذوب» آشنا شد و شيفتهى معنويت و صفاى او گرديد و در معيّتش به يزد عزيمت كرد و در منزل او سكنى گزيد و در مدرسه خان آن شهر به تحصيل ادامه داد و به علت ارادت و اخلاصى كه به او يافت، تخلّص «جذبه» را در شعر خود از نام «مجذوب» گرفت، و از اين رهگذر پيوند معنوىاش را به آن عارف وارسته استوار گردانيد.
شاهرخى پس از مدّتى از يزد براى تحصيل به بين النهرين شتافت و در جوار مولاى متقيان در نجف اشرف به تحصيل اشتغال ورزيد. اما به علت نامساعد بودن هوا به بيمارى ريه مبتلى شد و ناگريز به ايران مراجعت كرد. پس از پيروزى انقلاب در زمرهى شعراى نامور انقلاب گرديد. و با صدا و سيماى جمهورى اسلامى همكارى كرد و در برنامههاى: تا به خلوتگاه خورشيد، تا به سر منزل عنقا، نواى نى در زمينهى ادب و عرفان مشاركت نمود.
استاد جذبه، شاعرى فرازانه و عارفى وارسته است كه از حافظهاى قوى برخوردار مىباشد و در سرودن انواع شعر طبعآزمايى كرده و مهارت و توانايى خود را نشان داده است و اشعارش در مسير آرمانهاى انقلاب و در ضمن در حال و هواى عرفانى دور مىزند. مجموعه اشعارى از او به نام «در غبار كاروان» به چاپ رسيده و چند مجموعهى شعر نيز با مشاركت مشفق كاشانى طبع و منتشر كرده است.
-*-
عقيلهى عترت:
تويى كه قبلهى جان خاك
آستانهى توست *****
عفاف، پردهنشين حريم خانهى تست
تو آن هماى همايون عرش
پروازى ***** كه اوج قلّهى اسرار آشيانهى تست
تو آن درخت برومند طور
توحيدى ***** كه نغمهساز انا اللّه هر جوانهى تست
تويى عقيلهى عترت، تويى
سلالهى نور *****
كه نقد عصمت حق، گوهر خزانهى تست
تو زينبى، كه خرد غرق
لجّه حيرت ***** ز قدر و منزلت روح بيكرانهى تست
چنان به كوى وفا داد
عاشقى دادى *****
كه نقل مجلس لاهوتيان فسانهى تست
تو شمع سوخته جانان
آتشين نفسى *****
شرار خرمن كفر و ستم زبانهى تست
چنان ز منطق شيوا به خصم
طعنه زدى
***** كه سرشكسته ز آزار تازيانهى تست
يزيد رفت و از او در
جهان نماند اثر *****
نه شام، بلكه بهر كشورى نشانهى تست
تو آن خطابه و الا به
نقل گفتى باز *****
كه داستان غم مادر يگانهى تست
هنوز چشم سماواتيان به
دامن طف ***** به سوى نافله و گريهى شبانهى تست