دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٥٤ - محمود شاهرخى
تو
آن آفتابى كه ابر شقاوت ***** نسازد نهان چهرهى انورت را
سليمان تويى اى شهيد
فضيلت ***** ربود اهرمن از چه انگشترت را
به روى ستمكار زد داغ
باطل ***** اگر خصم دون طعنه زد خواهرت را
تو پايندهاى اى چراغ
هدايت ***** نباشد خزان باغ گل پرورت را
***
هر آن كه زخمهى عشقى به
تار جان دارد *****
چو نى ز شور غم نينوا فغان دارد
هر آن كه قصهى آن عشق
آتشين گويد ***** به سان شمع ز دل شعله بر زبان دارد
چه ماجراست كه پيوسته
راوى تاريخ ***** به درد و داغ از اين قصه داستان دارد
به رهگذار حوادث نشسته
راوى پير
***** به لب حكايت آن گرد قهرمان دارد
همان شهيد فضيلت همان
كرامت محض
***** كه كشته گشت ولى عمر جاودان دارد
كجا جهان پى حفظ حريم
آزادى ***** چون او مجاهد آزادهاى نشان دارد
كجا زمانه چو او بهر قلب
ديوِ ستم ***** شهاب روشنى اين سان در آسمان دارد
حسين اى شرف صِرف اى
تجسم عشق
***** كجا بهار دل افروز تو خزان دارد؟
تو آن تجلّى نورى كه از
كمال جلال ***** هماى عزم تو بر عرش سايبان دارد
فلك به سوگ تو كردهست
پيرهن نيلى ***** مَلَك عزاى تو در مُلك لامكان دارد
فلق ز ماتم تو كرده جامه
چون من چاك *****
شفق ز خون تو رويى چو ارغوان دارد
زلال جارى خون تو همچو
آب حيات ***** گذر ز ماريه بر بستر زمان دارد
تو اى حقيقت جاويد كى
روى از ياد ***** كه مرغ عشق تو در سينه آشيان دارد
به هر ديار كه رويد
شقايق از دل خاك *****
به سينه داغ ز درد تو دلستان دارد
كجا خليل به سان تو بهر
هديهى دوست *****
به فديه پير كهن سال و نوجوان دارد
***
جمال حق:
دميد تا ز افق مهر
جانفزاى حسين ***** گرفت روشنى آفاق از ضياى حسين
جمال حق كه به ستر جلال
بود نهان ***** شد آشكار ز آيينه لقاى حسين
چراغ بزم شهود است مهر
طلعت او ***** حديث دلكش عشق است ماجراى حسين
فروغ طور تجلىست نور
مرقد او
***** حريم كعبهى وصل است كربلاى حسين
همين نه زيور تاريخ نام
اوست، كه هست *****
طراز عرش خدا نام دلرباى حسين
قسم به دولت آزادگان كه
جاويد است ***** هر آن كه نوش كند ساغر بقاى حسين
هنوز از دل اين نيلگون
رواق سپهر
***** به گوش زندهدلان مىرسد صداى حسين
ز پرده گشت برون ساز
دستگاه ستم *****
خروش عدل چو شد نغمه ساز ناى حسين
بهاى خون وى افزون بوَد
ز نقد دو كون *****
به جز خدا به خدا نيست خونبهاى حسين