دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٨١٣ - نظيرى نيشابورى
نظيرى نيشابورى
محمّد حسين نيشابورى معروف به «نظيرى» شاعر مشهور ايران در آغاز قرن يازدهم هجرى است كه با سلاطين صفوى هم عصر بوده است.
نظيرى در جوانى از ايران به هند، به دربار عبد الرحمن خان خاقان رفت و سپس به دربار اكبر شاه راه يافت و به مدح آن دو پادشاه و نيز جهانگير پسر اكبر شاه پرداخت. ولى بيشتر عمر خود را در احمد آباد گجرات گذرانيد و مخصوصا چند سال آخر زندگى را در انزوا و گوشهنشينى سرگرم تفكرات عارفانه بود و همانجا به سال ١٠٢١ ه ق. درگذشت. او عالمى نكتهدان و شاعرى سخنسنج و عارفى روشندل بود كه به سبك هندى غزلسرايى مىكرد.
ديوان او كه شامل قصايد، تركيبات، مقطعات و رباعيات است در حدود ١٠ هزار بيت دارد و در ايران و هندوستان به طبع رسيده است. وى در ايجاد تركيبات و تعبيرات جديد و به كار انداختن خيال باريك مهارت دارد.١
-*-
زان پس حسين حجّت حق در
ميان نهاد ***** منكر
ز جهل، تير حسد در كمان نهاد
حق ز اوليا مقام «ذبيح
اللهيش» داد ***** در
قبضهى مشيّت خويشش عنان نهاد
حلقى كه بوسهگاه نبى
بود، ظلم عهد ***** شمشير زهر دادهى امّت بر آن نهاد
«ذبح عظيم٢» اشاره به قتل حسين بود ***** منّت كه بر خليل، خداى جهان نهاد
تعبير كرد از آن به بلاى
مبين خليل
***** كاندوه كربلاى حسينش به جان نهاد
گرچه به صدق وعده براهيم
را ستود ***** ليك
از حسين، شرط وفا در ميان نهاد
دادش مقام صبر و رضا تا
شهيد شد ***** با
«نفس مطمئنّه٣» قدم در جنان نهاد
مىراند در بلا و محن،
نفس جاهدش
***** تا روح، پاى بر زير آسمان نهاد
شد حاصلش عذوبت٤ روح از عذاب تن ***** جانش عزيز گشت چو تن در هوان نهاد
حق، مشهد حسين، محلّ
شهود ساخت
***** فردوس در مكاره و رنج جهان نهاد
شطّ فرات راند ز طوفان
كربلا ***** وانگه
سر حسين به خون روان نهاد
[١] فرهنگ معين.
[٢] اشاره به آيهى ١٠٧ سوره صافات؛ (وَ فَدَيْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ) و بر او ذبح بزرگى فدا ساختيم.
[٣] اشاره به آيهى ٢٧ سورهى فجر؛ (يٰا أَيَّتُهَا اَلنَّفْسُ اَلْمُطْمَئِنَّةُ) اى نفس قدسى مطمئن و دل آرام.
[٤] عذوبت: گوارا بودن، مطبوع بودن، گوارايى، مطبوعيّت.