دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٤٥ - احمد جام
احمد جام
احمد بن محمد بن جرير ملقب به شيخ الاسلام معين الدّين و مكنّى به ابى نصر و معروف به «احمد جام» شيخ ژنده پيل و اهل عرفان به سال ٤٤١ ه ق. در «انامق»١ متولد شد.
هدايت مىنويسد: «در كتب معرفت دو كس را شيخ الاسلام لقب دادهاند اول خواجه عبد اللّه انصارى كه او را پير هرى نيز خوانند و از آن پس شيخ بزرگ احمد جامى كه از مشاهير و مشايخ بود و حالاتش على التفصيل در كتب قوم مرقوم است و از او كرامات عاليه نقل كردهاند و چند تن فرزند از او به وجود آمده كه همه عالم عامل و عارف كامل و صاحب فضل و تصانيف عاليه بودهاند.»
ابو نصر در بدو حال با اهل لهو و لعب زندگانى مىنمود، امّا در بيست و دو سالگى جذبهاى از جذبات الهى به وى رسيد و حالتى غريب و كششى عجيب دريافت و جامى از خم خانهى شراب محبت كشيد و به مقام توبه و انابه و ندامت رسيد و شوريده و مجذوب گرديد. پدر و مادر و وطن را گذاشته به جانب كوه شتافت و در آنجا به خدمت حضرت خضر (ع) رسيده تلقين ذكر يافت و هيجده سال در كوه به رياضت و عبادت مشغول بود و بعد از چهل سالگى به خلق و آبادى رجوع فرمود، و طالبان را راه توبه و تلقين ذكر خفى و تربيت در طريقت و وصول به حقيقت نمود.٢
شيخ ابو سعيد ابى الخير زمان رحلت خود وصيت كرد كه: «خرقهى مرا به چنين جوانى جامى كه در فلان هنگام به خانقاه من آيد بسپاريد» و هم گفته كه: «علم ولايت ما را بر بام خانهى خمارى كوفتند.»
كرامات شيخ احمد بسيار است و معاصرين وى از عرفا شيخ ابو القاسم گرگانى و از حكما ابو على سيناى بلخى است از تأليفات او كتاب «سراج السائرين» است. وى «ديوان اشعارى» دارد كه مشتمل بر مناقب ائمه اطهار (ع) است.
ابو نصر به سال ٥٣٦ هجرى وفات يافت.٣
-*-
اى ز مهر
حيدرم هر لحظه در دل صد صفاست ***** از پى حيدر حسن ما را امامى رهنماست
همچو كلب
افتادهام بر خاك درگاه حسين ***** خاك نعلين او اندر دو چشمم توتياست
عابدين تاج
سر و باقر دو چشم روشنست ***** دين جعفر بر حقست و مذهب موسى رواست
اى موالى
وصف سلطان خراسان را شنو ***** ذرّهاى از خاك قبرش دردمندان را شفاست
پيشواى
مؤمنانست اى مسلمانان تقى ***** گر نقى را دوستدارى در همه مذهب رواست
عسكرى نور
دو چشم عالمست و آدمست ***** همچو مهدى يك سپهسالار در عالم كجاست
قلعه خيبر
گرفته آن شهنشاه عرب ***** آنكه در بازوى حيدر نامهى از لافتاست
شاعران از
بهر سيم و زر سخنها گفتهاند ***** «احمد جامى» غلام خاصّ شاه اولياست٤
[١] انامق: موضعى از مواضع ترشيز.
[٢] مجالس المؤمنين؛ ج ٢، ص ٣٩.
[٣] كشف الظنون؛ ذيل مفتاح النجاة.
[٤] مجالس المؤمنين؛ ج ٢، ص ٣٩ و ٤٠.