دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٠٧٣ - علامه كمپانى
كمپانى
حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى مشهور به «كمپانى» و متخلّص به «مفتقر» فقيه و اصولى برجستهى شيعى است. وى پسر حاج محمّد حسن و نوهى حاج محمّد اسماعيل مىباشد حاج محمّد اسماعيل از نخجوان به اصفهان مهاجرت كرد و به همين جهت آية اللّه فقيد به اصفهان انتساب يافت. وى در دوم محرّم سال ١٢٩٦ هجرى در كاظمين در خانوادهاى شريف به دنيا آمد پدرش بازرگان موفّقى بود و براى او ميراث هنگفتى باقى گذاشت كه در راه تحصيل او به مصرف رسيد و نبوغ فطرى خود از همان كودكى آشكار ساخت وى براى تحصيل بعد از فراگيرى مقدّمات براى ادامهى تحصيل به نجف اشرف رفت و محضر آخوند خراسانى (صاحب كفاية الاصول) را درك كرد و تا وفات آخوند در سال ١٣٢٩ يعنى به مدت ١٣ سال در درس او حضور داشت و علاوه بر درس خواندن، به تدريس نيز پرداخت و دورههاى متعدّد سطوح عالى فقه و اصول را تدريس كرد، او علاوه بر مقام علمى و صفاى نفسانى مردى مجاهد و مبارز و اصلاح طلب بود و بسيار مشتاق بود كه دين و علوم دينى را در مقامى مشعشع و عالى ببيند.
شيخ محمّد حسين درس فلسفه را نزد فيلسوف عارف ميرزا محمد باقر اصطهباناتى فرا گرفت و در درياى فلسفه و عرفان آن چنان فرو رفت كه عقايد و آثار فلسفى او را در تمام نوشتههايش مىيابيم وى در ادبيات عرب نيز استاد بود، از آثار منظوم او در عربى كه به صورت قصيده انشاء شده بود اكنون چيزى در دست نيست ولى ديوان فارسى او مشحون از مدايح اهل بيت (ع) و غزلهاى عرفانى است.
تأليفاتش عبارتند از: «حاشيه بر كفاية الاصول»، «حاشيه بر مكاسب»، «رسالهاى در اجتهاد و تقليد». «رسالهاى در طهارت»، «نماز جمعه»، «نماز مسافر» و... علاوه بر آن تأليفاتى به نظم دارد: منظومهاى در ٢٤ رجز در مدح رسول اللّه و مراثى اهل بيت (ع)، منظومهاى در روزه، منظومهاى در اعتكاف، ديوان شعر فارسى و غزلهاى عرفان، ديوانى در مدايح و مراثى اهل بيت (ع) وى در روز پنجم ماه ذى الحجه سال ١٣٦١ ه. ق. در نجف اشرف درگذشت١.
-*-
تركيببند:٢
١
بسيط روى زمين باز بساط
غم است ***** محيط
عرش برين دائرهى ماتم است
باز چرا مهر و ماه تيره
چه شمع عزاست ***** باز
چرا دود آه تا فلك اعظم است
ماتم جانسوز كيست گرفته
آفاق را ***** كه
صبح روى جهان تيره چه شام غم است
شور حسينى است باز كه با
دو صد سوز و ساز ***** نه
در عراق و حجاز در همهى عالم است
به حلقهى ماتمش سدرهنشين
نوحهگر
***** به زير بار غمش قامت گردون خم است
ز شور خيل ملك دل فلك
بيقرار
***** ديدهى انجم اگر خون بفشاند كم است
داغ جهانسوز او در دل
ديو و پريست ***** نام غم اندوز او نقش گِل آدم است
[١] ديوان كمپانى؛ مقدمه با تلخيص.
[٢] شانزده بند در رثاى سيّد الشّهدا (ع) سروده كه بعضى از بندها در اينجا آورده شده است.