دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١١٤٧ - جلال الدين همايى
گلشنى
ساخته در دشت بلا گشت، كه بود ***** غنچهاش اصغر و گل قاسم و اكبر سمنش
تشنهلب كشته شد آن شاه
كه با خنجر و تير ***** گشت ببريده و شد دوخته بر تن، كفنش
آن كه باشد نظرش داروى
هر درد «سنا» ***** چشم دارم كه فتد گوشهى چشمى به منش١
***
مرثيه روز عاشورا خطاب به آفتاب:٢
الا اى فروزنده دل آفتاب
***** به جسم شهيدان سبكتر بتاب
شهيدان قربانگه راستين ***** فشانده به حق بر دو كون آستين
جگر گوشگان پيمبر همه ***** گل باغ زهراى اطهر همه
عزيزان درگاه عزّت نشان ***** فتاده به درگاه مردم كُشان
جگر گوشههاى رسول خداى ***** زده تشنه در موج خون دست و پاى
ز خون شهيدان زمين سرخپوش
***** ز آهِ يتيمان فلك پر خروش
از اين سرزمين تا به روز
شمار ***** نرويد
مگر لالهى داغدار
***
تنورى است از كينه
افروخته ***** سر
و دست پاكان در او سوخته
بر اين شعلهور آتش خانه
سوز ***** مزن
دامن اى مهر گيتى فروز
تو افزون مكن تاب اين
گرمگاه
***** به نرمى بيفزا ز گرمى بكاه
ز تو رحمت و مهربانى
سزاست ***** ترا
مهر خوانند مهرت كجاست
ندارى اگر پاس تيمارشان
***** مكن گرم بازار آزارشان
نبينى تن نو گلان چاك
چاك ***** برهنه
فتاده است در خون و خاك
دوم مصحف كارفرماى حق
***** پريشان بهر سو ورق بر ورق
قلم رفته از خنجر آبدار
***** چه بر شير مردان چه بر شيرخوار
برهنه تن و تشنهلب،
خسته حال ***** جفا
اين همه چون كنند احتمال
تن خسته را تاب اين روز
نيست
***** مگر آفتابا ترا سوز نيست
گزندش مده زادهى مصطفى
است
***** ستم بر پيمبر، ستم بر خداست
***
تو روشن كن بَزم آب و
گلى
***** ز دوده روانى و روشن دلى
به خيره سران باز نه
خيرگى
***** نزيبد ز روشن دلان تيرگى
اگر رنج افتد در اين موج
خون ***** شود
كشتى طاقتش سرنگون
كليم اللّه آيد اگر با
عصا ***** شود
غرقه در نيل زين ماجرا
مسيحا ز چارم فلك بنگرد ***** خراشد رخ و جامه بر تن دَرَد
[١] ديوان سنا؛ ص ٨٢ و ٨٣.
[٢] شهريور ١٣٣٥ شمسى برابر با محرم ١٣٧٦ قمرى مصادف با ايام عزادارى سيّد الشهداء سروده شد.