دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧١٧ - تطور و تحول در شعر فارسى
معنوى، وفور رباعى، ثبت لحظات تاريخى، آميزش غزل و حماسه به طورى كه غزل عصر انقلاب هم عاشقانه است هم عارفانه، هم حماسى است و هم تعليمى، شاعر با درك صحيحى از روح انقلاب از چيزى سخن مىگويد كه مردم زمانش به آن علاقمندند و از عاليترين اصطلاحات فرهنگ اسلامى مدد مىجويد، حماسه در شعر انقلاب جايگاه خود را داراست، واژههاى مورد استفاده شعرا داراى مفاهيمى معنوى و بار فرهنگى دارند.
بزرگترين شاعران اين دوره: حميد سبزوارى، محمد على مردانى، مشفق كاشانى، على موسوى گرمارودى، جواد محدثى، محمود شاهرخى، مهرداد اوستا، سمين دخت وحيدى، سپيده كاشانى، نصر اللّه مردانى، حسن حسينى، قيصر امينپور و دهها نفر ديگر.
***
گرايش شعر فارسى به مدح و رثاى خاندان پيامبر (ص):
از نيمه دوم قرن نخستين هجرت به رغم تمايل حكومت دمشق، در شعر عربى نشانههايى از گرايش به خاندان پيامبر (ص) پديدار گشت و شعرا شروع به سرودن اشعارى در مظلوميت آل پيامبر (ص) كردند.
اما در شعر فارسى گرايش به مدح و رثاى خاندان پيامبر (ص) از قرن چهارم هجرى آغاز شد به طورى كه شمار اشعار سروده شده در اين باب در سراسر حكومتهاى سامانيان، غزنويان، سلجوقيان و خوارزمشاهيان بسيار اندك مىباشد. كه از دلايل اصلى آن مىتواند اين باشد كه از سال ٤٣ هجرى تا پايان حكومت وليد بن عبد الملك بن مروان، ايران و منطقهى شرقى زير فشار حاكمانى چون زياد، عبيد اللّه، حجاج بن يوسف، ابن اشعث و ديگرانى از اين قبيل بوده است و جاى تعجب اينجاست كه در شهر مدينه كه مستقيما تحت نظر خاندان اموى اداره مىگرديد شاعرى چون كميت آشكارا به ستايش هاشميان بر مىخيزد ولى در نيشابور، طوس، غزنه و هرات نظير چنين شاعرى را نمىبينيم از قرن چهارم هجرى يعنى همزمان با تأسيس دولتهاى شيعى در ايران كه مذهب تشيع رونق و رواج گرفت و نام گرامى ائمه عليهم السلام حرمت خدا داد خويش را باز يافت، شعراى ايران در مدايح و مراثى خاندان نبوت سخنسرايى كردند و اين چراغ روزبهروز بر روشنايى خود افزود. آنچه بيشتر در ادبيات فارسى متداول شده و مرسوم است ذكر مصائب سالار شهيدان، حضرت حسين به على (ع) و اعوان و انصار آن حضرت در واقعهى جانگداز كربلاست كه شعراى معتقد را بر آن داشته كه شعر يا اشعارى دربارهى اين حادثهى دلخراش بسرايند.
اگر چه گروهى فردوسى را نخستين شاعر شيعه مذهب ايران مىدانند اما تصور مىشود كه قديمىترين مراثى را در سوگ شهيدان كربلا كسايى مروزى شاعر قرن چهارم هجرى سروده باشد. كسايى با بيان مناقب خاندان پيامبر و سرودن مراثى براى شهداى اين خاندان كه همواره مورد ستم و آزار بنى اميه و بنى عباس بودند همدردى مردم ايران را با آن خاندان باز گفته است.
قصيده مسمط او كهنترين سوگنامهى ماجراى كربلاست و از اين رو وى را مىتوان پيش كسوت همهى شعراى شيعه مذهب زبان فارسى دانست كه در سوگ حسين (ع) شعر سرودهاند:
بيزارم از پياله و ز ارغوان و لاله ***** ما و خروش و ناله، كنجى گرفته مأوا
دست از جهان بشويم، عزّ و شرف نجويم ***** مدح و غزل نگويم، مقتل كنم تقاضا
ورود حماسهى كربلا به حيطه شعر و ادب، يكى از عوامل ماندگارى آن نهضت بوده است، چرا كه قالب تأثيرگذار و نافذ شعر و مرثيه، ميان دلها و حادثهى عاشورا پيوند زده و احساسات و عواطف علاقمندان را به آن ماجرا وصل كرده است. ادبيات