دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٣٠٦ - سيد محمد حسن صفوى پور
سيد محمد حسن صفوى پور
سيد محمد حسن صفوى پور فرزند عبد الحسين متخلص به «قيصر» در سال ١٣١٤ ه. ش در محلهى در «بكوشك» اصفهان متولد شد. وى شاعر اهل بيت (ع) مىباشد.
تحصيلات خود را تا ديپلم در آنجا گذراند و در سال ١٣٣١ شمسى به تهران مسافرت كرد و در شهردارى مشغول كار گرديد تا اينكه در سال ١٣٦٠ بازنشسته گرديد و به اصفهان مراجعت نمود.
وى در انجمنهاى ادبى شركت مىكرد و از محضر اساتيدى چون ياور همدانى، محمد على مردانى و سرور استفاده برد و با فنون شعر آشنا شد. در سال ١٣٤٧ شمسى مجموعهى كوچكى به نام «همراه با كاروان» به چاپ رسانده است.
-*-
ماه هاشمى:
ساقى لب تشنگان چون مجمع
احباب ديد
***** يك به يك را جمله از سوز عطش، بىتاب ديد
ماه تابان بنى هاشم، ابو
الفضل رشيد ***** روى زينب را پريده رنگ چون مهتاب ديد
بود دست اصغر از غم،
گردن آويز رباب ***** دامنش از اشك حسرت پر دُرّ ناب ديد
چون كه راه دجله را دشمن
به رويش بسته بود *****
خويشتن را لاجرم ملزم به فتح باب ديد
با لبى عطشان به درياى
خروشان پا نهاد ***** موج موج آب را در گردش چرخاب ديد
دست چون از بهر نوشيدن
درون آب برد ***** نقش زيباى رخ اصغر درون آب ديد
قطره اشكى فرو غلطيد از
چشمش در آب *****
آب شد شرمنده، تا آن گوهر ناب ديد
مشك آبى برگرفت و، گشت
از دريا برون *****
خويش را در منتهاى تشنگى، سيراب ديد!
در ستيزى نابرابر، قلب
لشكر را شكافت ***** خصم شد حيران چو از عبّاس اين اعجاب
ديد
كرد بىحاصل توانش را
عمودى آهنين ***** اى دريغ! اين نامرادى را مگر در خواب
ديد
واپسين دم، چشم خود
بگشود ماه هاشمى *****
سر، به دامان حسين، آن مهر عالمتاب
ديد١
[١] بر بال سرخ قنوت؛ ص ١٦٢.