دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٧٣ - يوسفعلى مير شكاك
مجيد نظافت
مجيد نظافت يزدى فرزند على اكبر به سال ١٣٤١ ه. ش متولد شد. تحصيلات خود را تا ديپلم ادامه داد و از شانزده سالگى به سرودن شعر پرداخت. سبك شعرى خود را شعر نو انتخاب كرد.
اشعارش در روزنامهها، جنگهاى ادبى و مجموعههاى مختلف، انتشار يافته است. وى اكنون دبير اجرايى شوراى شعر خراسان و معاون سردبير روزنامهى قدس مىباشد.
آثار او عبارتند از: «ناگاه شعرهاى متبسم را باد مىبرد»، «از چيدن رنگ»، گزيدهاى از غزليات بيدل با همكارى محمد كاظم كاظمى و مصطفى محدثى و «گزيده ادبيات معاصر، شماره ٣٣».
-*-
آن شب امير قافله سفره
ماه را گشود
و از فاصلهى دو انگشت
ضيافت عشق را، به تماشا گذاشت
ياران، لقمهى گلوگير
عشق را برداشتند
و مرگهاى عاشقانه در
بلوغ شكفت
و فردا تصاويرى جديد
نگاه مرثيه را مجروح كرد
كوفه
انگشت نماى بىوفايى شد
و كوفى، فحشى ركيك
كه «ياى» نسبت را بدنام
كرده است
تمامت بيداد
داد از عدالت تنها ستاند
خيمهها زير نگاه دريدهى
آفتاب
در هرم مضاعف شعله سوخت
و زمين از سرها
بر نيزه و دار، سرشار
اينك
در نگاهم هر درخت
دارىست
كه فريبكارانه در هيئت
سبز خويش
شيعه مردان فردا را