دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٠٢٩ - صامت بروجردى
صامت بروجردى
محمد باقر بن پنجشنبه متخلّص به «صامت»، در سال ١٢٦٣ ه ق. در بروجرد متولد شد و در همان جا رشد و نمو يافت و به كسب مشغول شد، و هم در اين شهرستان به سال ١٣٣١ ه ق. درگذشت.
او در انواع شعر از قصيده، غزل، مثنوى، ترجيعبند، رباعى و معانى مختلف در رثاء و تغزل و مديحه طبع خود را آزموده و اشعار او در رديف هم طبقههاى وى چون نوائى بروجردى، وفايى شوشترى و جودى خراسانى است.
ديوان صامت مكرّر در تهران به چاپ رسيده است اگر چه از مقدّمات زندگى و تحصيلات او اطلاع صحيحى در دست نداريم ليكن تتّبع در اشعار او و به خصوص قطعات عربى و جملاتى را كه سروده نشان مىدهد كه از مقدّمات ادب بىبهره نبوده است١.
-*-
اى سكّهى ابتلا به نامت
***** از كوفه بتر بلاى شامت
در كوفه اگر به كنج مطبخ
***** خولى ننمود احترامت
در شام، پى تلافى آخر ***** دادند به طشت زر مقامت
خاكستر و سنگ مردم شام ***** كردند نثار سر، ز بامت
بر نى چو مه دو هفته
كردند
***** انگشت نماى خاص و عامت
در بزم شراب، آسمان كرد
***** زهر غم و ابتلا به جامت
فرزند حرامزادهى هند ***** پوشيد نظر ز احتشامت
شد مست و به چوب خيزران
كرد ***** آزرده
لبان لعل فامت
شد روز به پيش چشم زينب ***** چون شام ز رنج صبح و شامت٢
***
ماه محرّم:
اى از ازل ز داغ تو آدم
گريسته
***** آدم نه بلكه جملهى عالم گريسته
تا روز حشر ديدهى حواست
اشكبار
***** در ماتم تو بس كه دمادم گريسته
يك سر خليل كرده فراموش
از ذبيح ***** در
نار ابتلاى تو از غم گريسته
كروبيان عالم علوى
جداجدا
***** با ساكنان عرش معظم گريسته
اكليل قرب راز سر افكنده
جبرئيل ***** با
خيل قدسيان مكرم گريسته
كف الخضيب ساخته از خون
خود خضاب
***** هفت آسمان چو نير اعظم گريسته
[١] لغت نامه دهخدا.
[٢] ديوان صامت.