دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٩٧٤ - صفايى جندقى
تشويش
و خوف و واهمه، غمخوار بىكسان ***** اندوه و رنج و حسرت و غم، يار اهل بيت
خاشاك دشت مرهم اعضاى
كشتگان ***** خوناب چشم شربت بيمار اهل بيت
خفتى به خاك و خون تو و در
ماتمت نديد ***** جز خوابِ مرگ، ديدهى بيدار اهل بيت
نگذاشت خصم سفله حجابى به
هيچوجه
جز گَردِ ماتم تو به رخسار
اهل بيت
*
تنها نه خاكيان به تو جيحون
گريستند ***** در ماتم تو جن و ملك خون گريستند
خاكم به سر، برآر سر از خاك
و درنگر
***** تا بر تو آسمان و زمين چون گريستند
تا برسنان، سرت سوى گردون
بلند شد ***** بر فرشيان ملايك گردون گريستند
بر كشتگان كشتهى كوى تو،
كاينات
***** از زخم كشتگان تو افزون گريستند
شد اين عزاى خاص چنان عام
تا به هم ***** هشيار و مست و عاقل و مجنون گريستند
آن روز، خون خود به ركاب
اركست نريخت
در ماتم و عالمى اكنون
گريستند
*
تا كربلا ز كوفه، به خونريز
يك بدن
***** پر تا به پر پياده و سر تا به سر سوار
با دعوى خداى پرستى، خداى
سوز ***** وز التزام ظلم به رحمت اميدوار
ذكر رسول بر لب و بغض ولى
به دل
***** در چشمها كتاب عزيز، اهل بيت خوار
تا راز رزم و رسم جدل در
جهان كه ديد ***** آيد برون برابر يك مرد صد هزار؟
از تاب تشنه كاى او جاودان
كم است ***** جو شد به جاى آب، اگر خون ز چشمهسار
زين غم مگر شكسته سراپاى آب
نهر؟
***** بس تن برهنه سرزد، بر سنگ آبشار
او را به ياد وصل چو عشّاق،
دل قوى
***** و آنان به تاب هجر چو معشوق، تن نزار
اهل حرم چو جمع عزا سر به
جيب غم ***** او در ميان چو شمع، به رخساره اشكبار
در ديده موج اشك و به دل
كوههاى درد
بر سينه خيل داغ و به لب
نالههاى زار
*
آن نعش نازنين تو بىسر كجا
رواست؟ ***** وان سر جدا فتاده ز پيكر كجا رواست؟
يك قلب و تيغها همه تا
قبضه، اى دريغ ***** يك جسم و تيرها همه تا پَر كجا رواست؟
سرگشته خواهران تو را خسته
دل، فسوس
***** بستن به پيش چشم برادر، كجا رواست؟
فرزند اگر فرنگى و مادر اگر
مجوس
***** قتل پسر، برابر مادر كجا رواست؟
زنهاى بىبرادر و اطفال بىپدر ***** خشم آزماى خصم ستمگر كجا رواست؟
آن گونه تاب تشنگى، آن طرفه
قحط آب
در حقّ خاندان پيمبر كجا
رواست؟
*