دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٤٤٥ - كاظم جيرودى
كاظم جيرودى
كاظم جيرودى در سال ١٣٢٨ ه. ش در يكى از روستاهاى شميرانات به دنيا آمد. به دليل فقر زياد خانوادگى، تحصيلات را تا سوم دبيرستان ادامه داد و به كار پرداخت و توانست در ضمن كار عليرغم علاقه به رشتهى ادبيات ديپلم رياضى خود را اخذ نمايد.
از نوجوانى به ادبيات و سرودن شعر علاقه داشت و در دوران دبيرستان به شعر و داستان روى آورد.
از جيرودى تاكنون آثار متعددى به چاپ رسيده است كه از آن جمله: «نامهاى از بستر مرگ» (مجموعه داستان)، «گنج بران» (مجموعه داستان)، «شب وصال» (مجموعه داستان)، «داغ عشق» (مجموعه شعر)، «رنگين كمان دلتنگى» (مجموعه شعر)، «گزيده ادبيات معاصر شماره ١٠٨» و چند كتاب داستانى براى كودكان و نوجوانان. در زمينه شعر عاشورايى مجموعهاى بنام لحظههاى تب آلود كربلا از وى به بازار نشر راه يافته است.
جيرودى سابقه كار ادارى در چندين سازمان و شركت دولتى را دارد و هم اينك مدير روابط عمومى اتوبوسرانى تهران مىباشد.
جيرودى در طول فعاليتهاى فرهنگى خود با حوزهى هنرى تهران، صدا و سيما، سازمان فرهنگى هنرى شهردارى تهران و برخى از انجمنهاى ادبى همكارى داشته است.
-*-
سرو زيبا:
سرو زيبايم ميان لالهها
افتاده است ***** نوگل من در دل صحرا ز پا افتاده است
هركجا را چشم دوزم،
نوگلى پرپر شده *****
سر جدا افتاده و پيكر جدا افتاده است
شبه روى مصطفى در سرزمين
كربلا ***** در كنار جسم مردان خدا افتاده است
سينه مىسوزد ز داغ لالههاى
باغ عشق ***** در گلستانى كه طوفان بلا افتاده است
در كنار چشمهى عشق و
اميد و آرزو *****
با گلوى تشنه فرزندم چرا افتاده است
من صداى اكبرم را در
ميان خاك و خون *****
بارها بشنيدهام يا رب كجا افتاده است؟
نوجوانم رفت و پشتم از
فراق او شكست *****
حنجر خشكم خدايا از نوا افتاده است
زينب محزون زند بر سر ز
هجران على ***** آتشى از داغ او در خيمهها افتاده است
باز «جيرودى» نواى تازهاى
آغاز كرد
***** اين دل تنگم به ياد كربلا افتاده است
***
آينه دلها:
اى ماه بنى هاشم، جانها
به فداى تو ***** خورشيد جهان آرا مفتون لقاى تو
پيمان وفا بستى در عرصهى
عاشورا ***** آئينه دلها شد ميثاق و وفاى تو
سر در طبق اخلاص بنهادى
و جان دادى ***** اى آيت جانبازى، جانها به فداى تو