دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٣٠٤ - احمد نيك طلب
طور توحيد:
اى تجليگاه انوار حقيقت
خاك تو ***** در تجلى طور توحيد است خاك پاك تو
كعبهى اهل ولا، اى
سرزمين كربلا *****
توتياى ديدهى دل خاك تو، خاشاك تو
مىزند دل هر چه باداباد
در درياى عشق ***** تشنهى آب فرات از خاك آتشناك تو
آفتاب از عرش خواهد همچو
فرش ره نهد *****
سر به پاى تكسوار چابك و چالاك تو
با فروغ مهر هفتاد و دو
خورشيدت به خاك ***** رنگ مىبازد از آفاق انجم افلاك تو
سروران را سرورى دارد كه
دارد بر سر او ***** تاج «كرَّمنا» به عزت خواجهى «لولاك»
تو
آسمان بايد كه خون از
ابر بارد بر زمين ***** زانكه در گوش فلك پيچيده شد پژواك تو
رهرو حق از سر اخلاص كى
افتد ز پاى *****
برندارد دست تا از حلقهى فتراك تو
دشت تو گلگشت ما دست و
دل از جان شستگان *****
باغ داغستان لاله، لعلگون از خاك تو
راهى راه رهايى را كجا
باك از هلاك جان هلاك ***** با حقيقت رهرو بىباك تو
در ديار درد و دورى،
ديرى از غم خون گريست ***** «ياور» سر در گريبان و گريبان چاك تو١
[١] كيهان فرهنگى؛ سال دهم؛ شماره ٣.