دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٦٠ - احمد غفور زاده
احمد غفور زاده
احمد غفور زاده، فرزند عباس، متخلّص به «طلايى» در سال ١٣٠٧ هجرى شمسى در قريهى زاغ آباد از توابع اصفهان متولد شد. غفور زاده چون قريحه و استعداد شاعرى داشت به عضويت انجمن ادبى كمال راه يافت و با همكارى تنى چند از شاعران اصفهانى «انجمن ادبى سعدى» را بنيان نهاد.
طلايى از شاعرانى است كه در سرودن شعر از ذوق و استعداد كافى برخوردار است و طبعش در انواع شعر به غزلسرايى مايل است. آثارش در روزنامههاى تهران و اصفهان به چاپ مىرسد١.
-*-
فداكارى حسين (ع):
چون حسين آن كس كه بر
ضدّ ستم پيكار كرد ***** خويشتن را سرفراز اندر صف احرار كرد
او به ضدّ خود سرى
برخاست با اتباع خويش ***** بهر آزادى سر و جان را ز شوق ايثار
كرد
تا نگردد حبّ دنيا سدّ
راه مقصدش ***** ترك جاه و منصب و سيم و زر و دينار
كرد
تا نمايد محو خار ظلم و
استبداد را *****
دشت را رنگين ز خون چون ساخت گلزار
كرد
بر عليه دستگاه جور و
بيداد يزيد ***** سر به كف بگرفت و اندر راه حق پيكار
كرد
بهر حفظ جان نكردى بيعت،
او با ظالمين *****
رو به مظلومان نمود و پشت بر غدّار
كرد
كرد كوته از سر دين دست
هر بيگانه را ***** پايهى دين را ز جهد خويشتن ستوار كرد
گرچه هفتاد و دو تن
بودند يارانش ولى *****
از سپاه دشمنان بىحد و مر كشتار كرد
بهترين فرد مبارز بود در
دور جهان ***** دشمنش هم بارها اين نكته را اقرار كرد٢
[١] سخنوران نامى معاصر ايران؛ ج ٤، ص ٢٤١٥.
[٢] همان؛ ص ٢٤١٧.