دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٩٧٩ - صفى على شاه
صفى على شاه
حاج ميرزا محمّد حسن اصفهانى ملقب به «صفى عليشاه» عارف مشهور و مؤسس سلسلهى صفى عليشاهى و قطب سلسلهى نعمت اللهى و از فضلا و علماى متصوفهى تهران بود. وى در سوم شعبان سال ١٢٥١ ه. ق. در اصفهان متولد شد و پس از آموختن مبادى علوم از بيست سالگى به شيراز، كرمان، يزد، مشهد و سپس به هند و حجاز مسافرتهايى كرد، و بالاخره به تهران آمد، و در آن جا اقامت گزيد. بعدها يكى از خواص مريدان وى قطعه زمينى در محلهى شاه آباد به وى تقديم نمود و او در آنجا خانقاهى وسيع بنا نهاد و مدت هشت سال در آن جا به سر برد و پس از ٦٥ سال در روز چهارشنبه بيست و چهارم ذى القعدهى سال ١٣١٦ هجرى وفات يافت و در خانقاه خويش مدفون گرديد.
صفى على شاه مردى دانا و سخنسنج و نيك محضر و خوش صحبت بود و مريدانش از او كرامتها نقل مىكنند. وى طبعى روان و منطقى استوار داشته است.
آثار صفى عليشاه از اين قرار است: «زبدة الاسرار»، «مثنوى بحر الحقايق»، «عرفان الحق»، «ميزان العرفه» و «تفسير قرآن».
مثنوى زبدة الاسرار كه در بيان و اسرار شهادت و تطبيق با سلوك الى اللّه سروده شده است و هم چنين دربرگيرنده رموز عرفان و شهادت شهيدان راه حق و حقيقت به نظم كشيده شده را در سفر به هندوستان سروده است.
مهمترين اثر او تفسير قرآن است كه به نظم آورده و حاوى اشعار خوب و مهيّج است.١
-*- از كتاب زبدة الاسرار اشعارى را انتخاب كرده و مىآوريم:
اى مغنى پردهى ديگر
نواز
***** چنگ را كن بر نواى عشق ساز
كن دمى تأليف نى را در
نغم ***** تا
ز خود گردم مگر آن دم عدم
در نواى نى چون نى سر تا
قدم
***** بر بيان نينوا كردم قلم
نى، نوا برداشت باز از
نينوا
***** بندبندم شد چون نى اندر نوا
نى، نواى نينوا را باز
كرد
***** نينوا را با نوا همراز كرد
نينوا چبود محلّ ابتلا
***** گوش كن تا با تو گويم ماجرا
پاى تا سر جان و عقل و
هوش باش
***** بر بيانم هوش دار و گوش باش٢
هر زمانى الرحيلى شاه
عشق ***** مىزند
بر رهروان راه عشق
گرم تا گردند و بىافسر
دوند ***** در
طريق بندگى از سر دوند
هر زمانت گرچه عالم
مشركند ***** عارفان
هستند گرچه اندكند
الرحيل عشق اندر كربلا
***** بود بانگ العطش ز اهل ولا
زان صدا گشتند هفتاد و
دو تن ***** در
ره عرفان و عشقت ممتحن
[١] ر. ك. به لغت نامه دهخدا ذيل اسم صفى عليشاه.
[٢] زبدة الاسرار؛ ص ٣٢.