دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٨٤ - محمد بن حسام خوسفى
محمّد بن حسام خوسفى
شمس الدّين محمّد بن حسام الدّين، از شاعران معروف شيعى سدهى نهم هجرى است. وى در حدود ٧٨٢ ه ق. در خوسف قهستان١ زاده شد و در همانجا به تحصيل مقدمات علوم پرداخت. به گفتهى مولانا حسامى واعظ در مزار نامه، پدران وى اهل علم و ارشاد بوده و در آن ناحيه به زهد و تقوا شهرت داشتهاند. از دوران جوانى و چگونگى تحصيلات او اطلاعى در دست نيست، تنها حسامى واعظ گويد كه وى نزد امير سيّد محمّد شيرازى كه از دانشمندان آن روزگار بوده است به تحصيل علوم پرداخت و از او «رخصت حديث» يافت.
وى مردى آزاده و آراسته بود و زندگانى را به زراعت مىگذرانيده است.٢ وى با آنكه در قصيدهسرايى بسيار توانا بوده به مدح سلاطين و حكام زمان نپرداخته و قصايدش كلاّ در ستايش بزرگان دين و مدح و ثناى خاندان نبوت است. وى در سن ٩٢ سالگى و به سال ٨٧٥ هجرى در قصبهى خوسف درگذشت و در سال ٩٢٠ هجرى در زمان حكومت مقصود بيك مهردار، بقعه و صحنى براى او ساختهاند.
آثار او عبارتند از: ١ - «ديوان اشعار» شامل قصايد، غزليات و انواع ديگر نظم. موضوع اشعار او غالبا حمد خداوند و نعت رسول اكرم (ص) و منقبت على بن ابى طالب (ع) و فرزندان اوست و در قصيده، بسيار به شرح واقعهى كربلا، شهادت حسين بن على (ع)، قساوت دشمنان اهل بيت و موضوعات مشابه پرداخته است. در قصيدهسرايى از شيوهى سخنسرايان بزرگى چون انورى و خاقانى و كمال الدّين اسماعيل و ظهير فاريابى و سلمان ساوجى پيروى كرده است. ٢ - «خاورنامه» يا «خاوران نامه»، منظومهاى است به وزن متقارب و به تقليد از شاهنامهى فردوسى كه نظم آن در ٨٣٠ هجرى به پايان رسيده است و موضوع آن شرح غزوات على بن ابى طالب (ع) و دلاورىهاى او و اصحاب اوست. اين منظومه از بهترين نمونههاى حماسهى دينى است و به سبب سرودن اين منظومه او را «فردوسى ثانى» لقب دادهاند. ٣ - «نظم نثر اللاّلى»، ترجمهى منظوم شمارى از كلمات قصار حضرت على (ع) است. ٤ - «دلايل النبوه و نسب نامه»، منظومهاى است در ذكر دلايل نبوت پيامبر اكرم كه در پى آن نسب نامهى آن حضرت تا حضرت آدم (ع) به نظم درآمده است.٣
-*-
در رثاى امام حسين (ع):
دلم شكسته و مجروح و
مبتلاى حسين ***** طواف
كرد شبى گِرد بلاى حسين
شكفته نرگس و نسرين و
سنبلتر، ديد ***** ز
چشم و جبهه و جعد گرهگشاى حسين
طراز طرّهى مشكين عنبر
افشانش ***** خضاب
كرد به خون، خصم بىوفاى حسين
ز حلق تشنه او رسته لالهى
سيراب
***** ز خون كه موج زد از جانب قفاى حسين
قدر چو واقعهى كربلا
مشاهده كرد ***** ز
چشم چشمهى خون راند بر قضاى حسين
نشسته بر سر خاكستر
آفتاب مقيم ***** كبود
پوش به سوگ از پى عزاى حسين
[١] قهستان: اكنون از نواحى بيرجند است.
[٢] بهارستان در تاريخ و تراجم رجال قاينات و قهستان؛ ص ٢٥١-٢٥٤.
[٣] ديوان ابن حسام خوسفى؛ ص ٤٧٤-٥٤٨.