دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٢٧ - فردوسى
فردوسى
حكيم ابو القاسم فردوسى طوسى بزرگترين حماسهسراى تاريخ ايران و يكى از برجستهترين شاعران جهان شمرده مىشود. او در دههى سوم قرن چهارم هجرى به سال ٣٢٩ ه ق. برابر با سال درگذشت رودكى در «فاز» يا «پاز» طوس متولد شد. وى از دهقانان طوس بود.
فردوسى به سال ٣٦٥ ه ق. به سن ٣٥ سالگى نظم شاهنامه را آغاز كرد و پس از ٣٥ سال يعنى در ٧٠ سالگى به سال ٤٠٠ هجرى آن را به پايان رسانيد.
شاهنامه شامل سرگذشت پادشاهان سلسلههاى داستانى (پيشدادى و كيانى) و سلسلهى تاريخى ساسانى است و در باب سلسلهى اشكانى فقط چند بيت دارد. مأخذ عمدهى شاهنامهى فردوسى، شاهنامهى منثور ابو منصورى است كه در اواسط قرن چهارم هجرى به حكم ابو منصور محمد بن عبد الرزّاق طوسى فرمانرواى طوس تدوين شد و علاوه بر آن، روايات مختلف شفاهى و كتبى به دست فردوسى افتاد و وى مجموع آنها را در شاهكار جاويد خود جاى داد. وزن شاهنامه بحر متقارب «وزن حماسههاى ايران» است. فردوسى معانى دقيق و مطالب عالى فلسفى و اجتماعى و اخلاقى را در طى داستانهاى خود آورده است. وى پس از ختم شاهنامه آن را از طوس به غزنين برد و به سلطان محمود غزنوى تقديم كرد. فردوسى پس از مسافرت به اين شهر برخلاف انتظار خود مورد توجّه و محبّت پادشاه غزنوى قرار نگرفت و با آنكه بنابر روايات، سلطان محمود تعهّد كرده بود كه در برابر هر بيت يك دينار بدو دهد، به جاى دينار درهم داد. اين كار مايهى خشم فردوسى گشت، چنان كه بنا بر همان روايات همهى دراهم محمود را به حمامى و فقاعى بخشيد. اما دلايل اختلاف و كدورت فردوسى و محمود از اين قرار بود:
١ - اختلاف مذهبى ميان فردوسى كه به مذهب تشيع و محمود كه به تسنن معتقد بود و هر دو در عقيدهى خود راسخ بودند.
اين معنى از هجو نامهاى كه فردوسى براى سلطان محمود سروده است به خوبى برمىآيد. ٢ - اختلاف عقيدهى محمود و فردوسى بر سر مسايل نژادى و ملى. فردوسى محققا ايرانى وطنپرستى بوده و در شاهنامه نيز به حكم شرايط حماسهى ملى ناگزير همواره دشمنان ايران را مانند تازيان و تركان به بدى ياد كرده و بالعكس از ايرانيان همواره به نيكى سخن گفته است. ٣ - خسّت ذاتى محمود كه فردوسى به آن اشاره كرده است، او را از دادن صلهى جزيلى كه فردوسى توقّع داشت مانع شد، چنان كه صله و انعامى كه در برابر رنج سى سالهى شاعر حقير مىنمود، به فردوسى داد كه به قول شاعر به بهاى فقاعى مىارزيد. بهر حال فردوسى به سال ٤١١ ه ق. تقريبا در سن ٨٠ سالگى بدرود حيات گفت. مدفن وى در طوس مىباشد. و آرامگاهى كه در سال ١٣١٣ ه ش. براى او ساختهاند در محل تقريبى مدفن اوست.
در شهريور سال ١٣١٣ شمسى از خاورشناسان و دانشمندان كشورهاى مختلف جهان دعوت به عمل آمد كه در جشن هزارهى فردوسى شركت كنند. نخستين جلسهى كنگرهى فردوسى به رياست حاج محتشم السلطنه در تهران تشكيل شد كه تا هفدهم شهريور ماه همان سال ادامه يافت. سپس هيأت ميهمانان به اتفاق رضا شاه به مشهد رفتند و آرامگاه فردوسى را در ٢٠ مهر ماه همان سال گشودند.
نظامى عروضى نويسد كه پس از مرگ فردوسى، جهل و غوغاى عوام مانع تدفين جنازهى وى در گورستان شهر شدند و او را «رافضى» خواندند. به ناچار جنازه را در باغى كه كنار دروازهى شهر و متعلق به خود حكيم فردوسى بود به خاك سپردند.١
p style="text-align:left;"-*-[١] لغت نامه دهخدا.